ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٠ - انسان در مقابل آرايشها و نمايشهاى جالب دنيا
مانند فصبر جميل و هم به جمال ربوبى گفته مى شود كه در روايات و دعاها به طور فراوان آمده است .
مطلب دوم - نه تنها در هيچ يك از منابع اسلامى شناخت و دريافت زيبائى و ساختن زيبائى منع نشده است ، بلكه چنانكه از منابع قرآنى و حديثى برمى آيد زيبايى يكى از طرق حركت به فوق طبيعت و انس با جمال الهى است كه هيچ چيزى جاى آن را براى آن مقصد نمى گيرد .
مطلب سوم - بدان جهت كه اكثريت قريب به اتفاق اولاد آدم چنانكه در برابر امتيازات دنيوى مانند مال و فرزندان و مقام و محبوبيت و شهرت و غير ذلك خود را مى بازد و نمى تواند شخصيت خود را داشته باشد و از آن امور به عنوان وسائل مناسب بهره بردارى نمايد ، همچنان در برابر نمود زيباييها با سرعت و عميقا از خود بيخود مى گردد و اين ضعف شخصيت از يك طرف و محدوديت دانش و اطلاعات از ماهيت و علل و معلولات و لوازم و نتائج آن امتيازات و زيباييها از طرف ديگر ، مانع از آن مى شود كه انسان به اعماق ماهيت و علل و معلولات و لوازم و نتائج آنها نفوذ كند و به قول آن شاعر كه مى گويد :
< شعر > تو مو مى بينى و من پيچش مو < / شعر > هم مو را ببيند و هم پيچش مو را ، لذا تأكيد مى شود كه از دل بستن و خود باختن در برابر آن عوامل لذت و زيباييها برحذر باشند ، زيرا زيباييهاى محسوس [ چنان كه در كتابى مخصوص به اين موضوع [١] مشروحا طرح كردهايم ] پرده ايست نگارين و شفاف كه بر روى كمال كشيده شده است . بنا بر اين ، خود نمودهاى زيبائى اگر هم منزلگه نهائى لذت طبيعى باشد ، ولى مقصد نهائى سير و سياحت و انبساط درونى نيست مگر نشنيدهايد - < شعر > مرغ بر بالا پران و سايه اش مى دود بر خاك و پران مرغوش ابلهى صياد آن سايه شود مى دود چندان كه بىمايه شود < / شعر >
[١] زيبائى و هنر از ديدگاه اسلام .