ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٩ - چه عظمتى براى روح آدمى بالاتر از بياد خدا بودن ) *
٣ - ذكر الهى درون آدمى را همواره با نشاط مى سازد و نمى گذارد اندوههاى ناشى از اختلالات و نواقص حيات طبيعى محض ، دود از دودمان موجوديت وى در آورد ، همان گونه كه نمى گذارد شاديهاى نسبى ناشى از نوازشهاى حيات طبيعى محض ، راز نهانى شخصيت را از بين ببرد .
٤ - ذكر الهى وسوسهها و تخيلات و توهمات و ديگر عوامل اختلالات مغزى و روانى را از بين مى برد و نمى گذارد نيروهاى ثمر بخش مغز و روان بيهوده مستهلك گردد .
٥ - ذكر الهى ، اين عاليترين وسيلهء ارتباط با خدا همان گونه مى تواند درون آدمى را از آلودگىها و وسوسهها و تخيلات و توهمات پاك كند ، همان گونه مى تواند فعاليتهاى مغزى و روانى انسان را تنظيم و فروغى بسيار درخشنده به درون آدمى بتاباند كه به وسيلهء آن ، مجهولاتى براى او كشف شود . اين نتيجهء بسيار عالى ذكر را ابن سينا بدين ترتيب نقل كرده است . او مى گويد : وقتى يك مسأله براى من مشكل مى شد و از حل آن ناتوان مى ماندم ، وضو مى گرفتم و دو ركعت نماز مى خواندم ، مشكل من حل مى گشت .
مولوى همين مطلب را با جريان علمى آن چنين مى گويد :
< شعر > اين قدر گفتيم ، باقى فكر كن فكر گر راكد بود رو ذكر كن ذكر آرد فكر را در اهتزاز ذكر را خورشيد اين افسرده ساز < / شعر > توضيح جريان علمى اين مطلب كه ذكر الهى فكر را به راه مى اندازد و آنرا از ركود نجات مى دهد ، در دو بيت فوق از شگفتىهاى فهم جلال الدين مولوى است كه واقعا جاى تحسين و تمجيد است . او مى گويد : ركود فكر لابد مستند به موانعى است كه موجب از جريان افتادن حركت عادى مغز و ساختمان آن ميباشد . ذكر خداوندى آرامشى را در درون انسان به وجود مى آورد كه در نتيجه مغز آدمى از آن آرامش برخوردار مى گردد و در اين آرامش است كه مغز آن روشنائى را كه در هنگام حركتهاى فكرى ، در خود در مى يابد ، شهود مى نمايد و بحركت مى افتد .
٦ - ذكر الهى به طور مستمر ، انسان را از تجزئه شدن در اجزاء گسيختهء جهان طبيعت و متلاشى شدن در ميان متغيرات و پاره پاره شدن در قطعات زمان ( در گذشتهها ،