ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٦ - آن زيباى زيبايان با رفتن روح از بدن ، لاشه اى است كه نزديكترين اشخاص از آن مى گريزند
باشند و چشمان خمار و عارض گلگون و اعضاى لطيفش به يك مشت خاك تيره مبدل گشته يا بصورت صخره اى استوار در آيد و خار مغيلانى ريشههاى خود را در درونش بگستراند و در كالبدش فرو برد ، سپس با گاوآهن روستا بچه اى زحمتكش در هم نوردد .
گياهان و خارهاى زهرآگين آن جمجمهء پر باد را كه با خاك تيره آكنده شده است براى خود محل روييدن فرض نموده و منظره اى رقت بار براى تماشا كنندگان و در عين حال براى كژدم و مار و مور دخمههاى زير خاك ، سايبان و تفريح گاهى ايجاد كند . شبانگاه ابرى از اقيانوس فضاى لا جوردين با دلسوزى مخصوصى چند قطره اشك نثار آن جمجمه نمايد كه شايد بتواند شعلههاى چند سال زندگى محدود آنرا خاموش كند .
يقينى است كه سرنوشت آن عاشق دلباختهء زندگى در همينجا خاتمه نمى يابد ، زيرا آن روستا بچهء زحمتكش براى مزرعهء محقر خود بيك نفر پاسبان مجانى كه كار سگ يا مترسك را انجام بدهد ، نيازمند است ، براى وصول به اين مقصد آن جمجمهء پر درد سر را با كمال بيرحمى خالى ميكند و چوب خشكى از سوراخ دماغ يا چشم و يا گوش آن فروبرده نخست براى بازى مانند آتش گردان آنرا با دستش دور سر خود مى گرداند ، و آن گاه چوبى در يكى از سوراخهاى آن جمجمه فرو مى برد و آنرا در مزرعهء محقر خود بعنوان پاسبان نصب مى كند ، آن گاه فاخته اى بىاعتنا به سرگذشت پر از افسانهء آن جمجمه بر بالاى آن مى نشيند و پس از خواندن ترانهء كو كو كو خود را سبك كرده ، راه فضا را پيش مى گيرد . اكنون موقع آن فرا رسيده است كه آن كاسهء سر پر حوادث دو كار اساسى خود را انجام بدهد : يكى اين كه وظيفهء پاسبانى مزرعهء محقر آن روستا بچه را ادا كند ، دوم اين كه تماشائى خيره بآن فضاى پهناور نمايد كه روزگارى ستارگان و ماه و خورشيدش با حركات قانونى و چهرهء مشعشع ملكوتى خود او را پندها داده بودند كه شايد روزهائى چند بخود برسد و پاسخى براى من كيستم از كجا آمدهام براى چه آمدهام بكجا مى روم تهيه نمايد .
اينست مسافرت پر معنائى كه همهء افراد انسانى با قطار سوتزنان زمان آنرا طى خواهند كرد . مركب بادپاى زمان در خلال تمامى قرون و اعصار فرزندان آدم را از جوانان سبز خط تا آنانكه زير بار سنگين سالها پشت خم كردهاند ، از ساده لوحان ساده نگر تا متفكران صاحبنظر ، از بينوايان تا نيرومندان ، از عامى ترين مردم تا بزرگترين