ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - با قرآن آشنا شويم و عاليترين فهم خود را در شناخت آن بكار بيندازيم و با نور قرآن بيماريهاى فكرى و روانى خود را شفا بدهيم و با اين آشنائى و شناخت و استشفاء در دلهاى خود بهار هميشگى به وجود بياوريم
قرار داده است ، كيست كه پس از خدا او را هدايت كند آيا متذكر نمى شويد .
[ و آن تبهكاران ] گفتند نيست مگر همين حيات دنيوى كه مى ميريم و زنده مى شويم و هلاك نمى كند ما را مگر دهر و آنان به اين ادعا علمى ندارند ، آنان فقط گمانى مى كنند . ) ١٨١ - ( وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه إِحْساناً حَمَلَتْه أُمُّه كُرْهاً وَوَضَعَتْه كُرْهاً وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّه وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلى والِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاه وَأَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ) [١] ( و ما وصيت كرديم انسان را كه در بارهء پدر و مادرش احسان كند مادرش او را با ناگوارى حمل و با ناگوارى وضع نمود و مدت حمل و بازگرفتن او از شير سى ماه است تا آن گاه كه به رشد خود رسيد و به چهل سالگى كه بالغ شد ، گفت پروردگارا ، الهامم كن كه نعمتى را كه به من و به والدينم عنايت فرموده اى سپاس بگزارم و عملى صالح انجام دهم كه تو از آن راضى باشى [ و خداوندا ] ، اولاد مرا اصلاح كن من بازگشت به تو نموده و من يكى از مسلمانان هستم . ) ١٨٢ - ( وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِها فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِما كُنْتُمْ تَفْسُقُونَ ) [٢] ( و روزى كه كافران بر آتش عرضه مى شوند [ به آنان گفته مى شود ] شما ( سرمايههاى پاكتان را در زندگى دنيوى خود از بين برديد و از آنها برخوردار گشتيد ، در نتيجه امروز با عذاب پست كننده اى مجازات خواهيد
[١] الاحقاف آيه ١٥ .
[٢] الاحقاف آيه ٢٠ .