ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - با همهء آن علم و تقربى كه فرشتگان بخداوند سبحان دارند ، باز پايينتر از آن هستند كه حق معرفت و عبادت و اطاعت ترا ايفاء نمايند
فرياد رساى دعوت كنندگان بسوى حق ، بگوش چنگ زدگان به خوشيهاى زودگذر دنيا فرو نمى رود .
فرياد رساى دعوت كنندگان بسوى حق ، بگوش چنگ زدگان به خوشيهاى زودگذر دنيا فرو نمى رود .
بهمين جهت است كه گفته شده است : اگر كسى در طول هر قرنى بشمارش انسانهاى رشد يافته بپردازد و اگر ديديد پس از تمام شدن شمارهء انگشتانش باز دارد انسان مى شمارد ، يقين كنيد كه ضعف باصره دارد و چشمان او مختل است . گمان نمى رود حافظ با اين شعر كه مى گويد .
< شعر > آدمى در عالم خاكى نمى آيد بدست عالمى ديگر ببايد ساخت و زنو آدمى < / شعر > شوخى كرده باشد ، مخصوصا اگر منظورش اين باشد كه تعلق به عالم خاك مانع قطعى آدم شدن است و براى آدم شدن ، برخاستن از خاك ضرورت دارد و اين برخاستن فقط بوسيلهء دين امكان پذير ميباشد - < شعر > چيست دين برخاستن از روى خاك تا كه آگه گردد از خود جان پاك < / شعر > محمد اقبال لاهورى بنا بر اين ، معناى مصرع دوم چنين مى شود - براى اين كه انسان در اين دنيا به هدف اعلاى زندگى خود برسد ، بايد اين دنيا را از ديدگاه وسيله اى براى به فعليت رسيدن ابعاد با عظمت شخصيت بنگرد . از اين ديدگاه ، اين دنيا رصدگاهى براى نظاره بر بينهايت و انجذاب بسوى آن ميباشد . در اين هنگام از اين دنيا عالمى ديگر ساخته مى شود و انسان به تولد دوم خود مى رسد كه آدمى جديدتر ميباشد و انگيزگى علل و عوامل در اختيار او قرار مى گيرد < شعر > چون دوم بار آدميزاده بزاد پاى خود بر فرق علتها نهاد < / شعر > چيست علل و عوامل عدم اجابت فريادهاى حيات بخش داعيان حق و حقيقت
چيست علل و عوامل عدم اجابت فريادهاى حيات بخش داعيان حق و حقيقت اين سؤال كه علت چيست كه آن همه دعوتها و فريادهاى حيات بخش و سازنده