ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - دو - اختلاف در موضوع ، غير از بىايمانى است
دو - اختلاف در موضوع ، غير از بىايمانى است .
وقتى كه مى گوئيم يا مى شنويم كه كسى يا قومى « بىايمان است » بايد دقت كنيم كه آيا عدم ايمان به موضوع يا موضوعاتى معين ( مثلا حقائقى كه مورد ايمان ما است ) منظور شده است ، يا اين كه اصلا ايمانى به هيچ چيز ندارد يعنى اختلاف در موضوع ايمان غير از بىايمانى مطلق است . و بايد بدانيم كه بىايمانى مطلق كه ناشى از عدم پذيرش قانون ثابت و حقيقت شايستهء گرايش در اين دنيا است يا اصلا وجود ندارد و يا بقدرى كمياب است كه مى توان گفت در حكم ناياب ميباشد . براى اثبات اين مسأله ، بايد به اين مطلب توجه كنيم كه بعضى از كلمات بجهت دگرگونى افكار در بارهء موضوعاتى كه به آنها مربوط است ، دستخوش تغييراتى مى گردد كه ارتباطى با معناى حقيقى آنها ندارد . اين گونه تغييرات در جوامع و در طول تاريخ به فراوانى ديده مى شود . بعنوان مثال در دوران ما اين كلمات را در نظر بگيريد - سياست ، علم ، آزادى ، عشق . . . اكثر افراد جوامع با شنيدن اين كلمات يا در نوعى ابهام و تاريكى فرو مى روند و يا حالت تنفر در درون خود احساس ميكنند . علت اين جريان ناروا روشن است ، زيرا سياست كه عبارتست از توجيه انسانها به بهترين هدفهاى زندگى براى حركت در مسير « حيات معقول » بقدرى در روشهاى ماكياولى كه ضد انسان و انسانيت است ، بكار رفته است كه به مجرد شنيدن كلمهء سياست ، جز استخدام همهء اشياء و همهء مردم در هدفگيريهاى سياستمداران قدرت پرست و خود محور چيزى ديگر به ذهن تبادر نمى كند .
علم كه در حقيقت واسطهء منحصر در ارتباط انسان با واقعيات است و به همين جهت داراى عاليترين ارزش وسيله اى براى حيات و كمال مادى و معنوى است ، بدانجهت كه در دست قدرتمندان زر پرست و زورگو و خودمحور ، وسيله اى براى تورم خود طبيعىشان اتخاذ مى شود خونبارترين سلاح را به ذهن مردم متبادر ميكند و با كمال تأسف شديد ، شنيدن اين كلمه همان ، و تجسم در غلطيدن ميليونها انسان در خاك و خون و شهرها و آباديهاى ويران و پايمال شدن ميلياردها حقوق انسانها و گرسنگى و برهنگى و بيمارىهاى بىشمارى كه در نتيجهء استخدام علم به وسيلهء قدرت پرستان خودمحور بروز مى كند همان .