ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٧ - دو - اختلاف در موضوع ، غير از بىايمانى است
آزادى را در نظر بگيريد ، آيا پديده اى براى حيات انسانها سراغ داريد كه بهتر از آزادى باشد كه مورد بهره بردارى در خير و كمال انسانى باشد با اين حال ، بدانجهت كه شهوترانان خودكامه و قدرتپرستان لذتپرست و خودمحور ، اين پديدهء با عظمت و با ارزش را در رهائى از قيود و ضوابط انسانيت بكار بردهاند تا جائى كه - < شعر > جز ذكرنى دين او نى ذكر او سوى اسفل برد او را فكر او < / شعر > با اين وصف ، آيا باز مى توان با شنيدن اين كلمهء مسخ شده ، آن معناى با ارزش را كه عبارتست از نظاره و سلطهء شخصيت بر دو قطب مثبت و منفى كار در مسير حيات معقول در ذهن تصور نمود اما عشق كه در عظمت آن مى توان گفت :
< شعر > عشق امر كل ما رقعه اى ، او قلزم و ما قطره اى او صد دليل آورده و ما كرده استدلالها < / شعر > و مى توان گفت :
< شعر > عاشق شو ار نه روزى كار جهان سرآيد ناخوانده درس مقصود از كارگاه هستى < / شعر > همه مى دانيم كه اين كلمهء بسيار عالى امروزه چه مفاهيمى را بخاطر مى آورد كه انسان از گفتن آنها سرافكنده مى شود و فقط همان جملهء معروف بالزاك را بياد بياوريد كه مى گويد : « امروزه عشق يعنى در شكهء كرايه اى » كلمهء ايمان از سه جهت در معرض سوء تفاهم قرار گرفته است : جهت يكم - تظاهر اشخاص كثيف و خبيث ، به ايمان اين تظاهر در هر جامعه ايكه ايمان مذهبى يا مكتبى در آن حاكم است يا محبوبيتى در فضاى آن جامعه دارد ، مورد دستور اكيد ماكياولىهاى روزگاران ميباشد . براى فساد انسانها ، نيرومندتر از اين ، عاملى وجود ندارد كه ايمان به موضوعى نداشته باشد و خود را مؤمن به آن نشان بدهد .
جهت دوم - خطاى فكرى كوته نظرانى است كه گمان مى كنند هر ايمانى بر مبناى تعبد محض استوار است كه شخص مؤمن بايد حركات و سكنات خود را بر آن مبنى قرار بدهد اين خطاى فكرى هم خود صاحب فكر را از امتيازات بسيار