ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - انسان در مقابل آرايشها و نمايشهاى جالب دنيا
< شعر > بيخبر كان عكس آن مرغ هوا است بيخبر كه اصل آن سايه كجاست تير اندازد به سوى سايه او تركشش خالى شود در جست و جو تركش عمرش تهى شد عمر رفت از دويدن در شكار سايه تفت < / شعر > مگر نشنيدهايد - < شعر > در رخ ليلى نمودم خويش را سوختم مجنون خام انديش را < / شعر > امير المؤمنين عليه السلام در سخنى كه به اصحابش توصيه مى كند ، مى فرمايد : سخت پاىبند نماز باشيد . . .
و قد عرف حقّها رجال من المؤمنين الَّذين لا تشغلهم زينة متاع و لا قرّة عين من ولد و لا مال [١] ( حق واقعى نماز را مردانى از مردم با ايمان شناختهاند آنان كسانى هستند كه زينت هيچ متاعى و چشم روشنى هيچ فرزندى و مالى آنانرا به خود مشغول نمى دارد . ) و مى توان گفت : مرغ بلند پرواز روح آدمى براى پرواز به قلههاى كمال دو بال دارد : يكى - زيباييهاى هستى است كه بال احساسات عالى او را به حركت در مى آورند دوم - نظم بسيار شگفتانگيز هستى است كه بال تعقل و نيروى قانونيابى و قانون - گرايى او را تحريك مى كند . اين دو . بال بوده است كه انسانهاى رشد يافتهء تاريخ بشرى را به قلههاى عالى كمال به پرواز در آورده و معنا و تفسيرى براى حيات انسانها بوجود آورده است - لا تدوم حبرتها ، و لا تؤمن فجعتها ( نه براى شاديهايش دوامى است و نه از مصيبتش كسى را امنى . )
[١] خطبه ١٩٩ ص ٣١٦ .