ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - صبر و شكيبائى يكى از عوامل درك و دريافت واقعيات است ، چه معنا دارد
< شعر > صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند بر اثر صبر نوبت ظفر آيد < / شعر > ظفر اعم است از پيروزى طبيعى و پيروزى علمى كه انسان بوسيلهء آن بر خصم بنيان كن جهل چيره مى گردد . مولوى مى گويد :
< شعر > جمله عالم را نشان داده به صبر ز ان كه صبر آمد چراغ و نور صدر < / شعر > و در صبر حضرت لقمان كه نرم شدن آهن را در دست حضرت داود على نبينا و آله و عليه السلام ديد و در سؤال كردن از علت و چگونگى آن شتاب به خرج نداد تا خود آن پيامبر بازگو فرمود ، چنين مى گويد :
< شعر > رفت لقمان سوى داود از صفا ديد كاو ميكرد زاهن حلقه ها جمله را با همدگر در مى فكند زاهن و پولاد آن شاه بلند صنعت زراد او كم ديده بود در عجب مى ماند و وسواسش فزود كاين چه شايد بود و اپرسم از او كه چه مى سازى ز حلقه تو بتو باز با خود گفت صبر اولىتر است صبر با مقصود زوتر رهبر است چون نپرسى زودتر كشفت شود مرغ صبر از جمله پرانتر بود با سياستهاى جاهل صبر كن خوش مدارا كن به عقل من لدن صبر با نااهل اهلان را جليست صبر صافى ميكند هر جا دليست آتش نمرود ابراهيم را صفوت آيينه آمد در جلا صبر با نامرد بدهد مرد حق تا چو نيكان بر همه يابد سبق جور و كفر نوحيان و صبر نوح نوح را شد صيقل مرآت روح < / شعر > ١١ - و حجّ البيت و اعتماره فإنّهما ينفيان الفقر و يرحضان الذّنب ( و حج بيت اللَّه و عمره در آن كه فقر را منتفى و گناه را مى شويد . )