ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٨ - حال كه چنين است بدنيا تكيه نكنيد و آنرا متهم بسازيد و همواره از حوادث كوبندهء آن برحذر باشيد ) *
گاهى غرور به وضع موجود كه مخصوصا در موقعى كه آدمى مست قدرت است ، محاسبه و احتياط و برحذر بودن را چنان از دست او مى گيرد كه طفلك شصت و هفتاد ساله را وادار به هذيان گوئى ميكند . در كتاب الاسلام يتحدى ص ١٢٨ از آدولف هيتلر چنين نقل كرده است كه او در يكى از سخنرانىهايش گفته است : « من راهى را كه در پيش گرفتهام مى روم و مطمئنم كه غلبه و پيروزى از پيش براى من مقدر شده است » و اين هم يك اصل مسلم است كه همواره و حوادث محاسبه نشده آن گروه از مردم را پايمال ميكند كه در زندگانى سر از بالش غفلت برنمى دارند . البته نمى خواهيم بگوئيم : كسانى كه با آگاهى زندگى مى كنند حوادث كوبنده سراغشان را نمى گيرد ، زيرا بقول صائب تبريزى :
< شعر > يا ز سيلاب حوادث رو نبايد تافتن يا نبايد خانه در صحراى امكان ساختن < / شعر > بلكه مى خواهيم بگوئيم : حوادث محاسبه نشده فقط مردم فرو رفته در غفلت و مستى را پايمال مى كند و حيات آنان را مختل مى سازد ، و اما مردم آگاه و بيدار وضعى غير از وضع آن گونه مردم دارند . و مى توان حوادث محاسبه نشده و كوبنده را در رابطه با اين گونه مردم به گروه هائى مختلف تقسيم نمود ، از آن جمله : ١ - به جهتدار بودن علم و قدرت شخصيت و عظمت روحى ، تا حدود زيادى از شكنندگى و تأثير ضربهها جلوگيرى مى نمايند .
٢ - در صورت ناتوانى از مبارزه و پيروزى بر آن حوادث ، بدانجهت كه تا حدودى از آنها اطلاع دارند ، در آن شگفتى كه موجب اضطراب و تشويش روانى و مغزى باشد فرو نمى روند ، زيرا بنا بر قانون : عند العلم بالأسباب يرتفع الإعجاب . ( در موقع حصول علم به علل و عوامل ، تعجب مرتفع مى گردد . ) ٣ - هر حادثه اى براى انسان آگاه و بيدار پيامى از واقعيات مى آورد كه در تفسير و توجيه رويدادهاى آينده و تنظيم رابطهء آنها با خويشتن ، درسى آموزنده با خود دارد .