ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠ - در حال تسليم به نفوذ تدريجى چنگالهاى مرگ ، در اين انديشه فرو رفته است كه روزگار عمر گرانبها را در كجا سپرى كرده است
هم ناتوانند ، از جلو چشم اين مسافر سرمايه باخته شده مى روند ، شايد رژهء هزاران انسان محروم از حيات و طراوت آن ، در يك هزارم لحظه انجام بگيرد ، زيرا زمان براى عابر پل مرگ كشش معمولى خود را از دست مى دهد ، وى در دقائقى چند كه در حال احتضار بسر مى برد ، بجهت دگرگونى زمان سنج مغز مى تواند عبور همهء مناظر عمر خود را تماشا كند . پس از گذشتن صفوف گرسنگان و برهنگان ، نوبت رژهء افراد گروهى مى رسد كه حقوق كار آنانرا نپرداخته است و يا بعبارت صحيحتر ارزش واقعى كار آنان را غصب كرده و با تكاثرى كه از اين راه بدست آورده است ، بر قدرت و زورگوئى خود افزوده و بر سر آن ناتوانان تاختن آورده است . آن گاه نوبت رژهء كسانى مى رسد كه بطور غير مستقيم مورد خيانتها و جنايتهاى وى بودهاند . با بكار افتادن تدريجى مغز ، قيافههاى رژه روندگان و حوادث تلخ و شيرين عمر با سايه اى از نتائج آنها نيز حالت دورنمائى و از هم گسيخته بخود مى گيرد ، تا آن گاه كه آن زندهء با طراوت و شاداب لاشه اى مى شود و بر زمين مى افتد . از اموالى كه با كمال تلاش فكرى و عضلانى جمع كرده خواه بطور مشروع بوده يا هيچ حق و قانونى را در جمع آن اموال ، مراعات نكرده باشد ، مسئول قرار مى گيرد ، و بايد حساب همهء آنها را بپردازد . او بار سنگين اين مسئوليت را بدوش خواهد داشت در صورتى كه بازماندگانش يا قدرتمندى كه توانائى گرفتن و برخوردارى از آن اموال را دارد ، با آن اموال در عيش و خوشگذرانى و كامكارى غوطه ور خواهند گشت . شايد رژهء ديگرى از جلو چشمان عابر پل مرگ صورت خواهد گرفت كه احتمالا تلختر از رژهء گرسنگان و برهنگان خواهد بود : اين رژه مربوط به دانشها و معارفى خواهد بود كه آدمى آنها را مى اندوزد ولى به آنها عمل نمى كند و آنها را در راه تورم خود طبيعى استخدام مى كند ، همچنين ديگر امتيازات مانند قدرت در اشكال متنوعش براى آن مضطرب در احتضار ، خود را نشان خواهند داد .