الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٧٠ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
و اگر آن شىء كه انشاء أشياء و ابداع تمامى آنها از او موجود و پيدا شدهاند زنده باشد پس موت أشيائى كه از او موجود گشته باشند از كجا و از چه وجه بود .
و اگر شىء كه موجد أشياء است ميّت باشد پس حيات أشياء از چه وجه حاصل و پيدا شد و جايز و روا نيست كه وجود أشياء و هستى موجودات از حىّ و ميّت كه هر دو قديم لا يزال باشند زيرا كه از حىّ كه پيوسته و لم يزل حقّ باشد از او ميّت صادر نگردد و نيز جايز نيست كه ميّت قديم أزلى باشد به سبب موت كه با او است بواسطهء آنكه ميّت را بقاء و قدرت نيست .
زنديق گفت : پس اين جماعت از كجا قايل به أزليّت أشياء شدند .
حضرت امام الورى أبى عبد الله جعفر عليه السّلام الله تعالى فرمود كه : اين مكالمه مقالت قوميست كه منكر مدبّر أشياء ، يعنى حضرت عزّ و جلّ و مكذّب مقالهء أنبياء و رسلاند و خود اخبار از حضرت ايزد جبّار دهند و كتاب خود را أساطير ناميدند و بواسطهء وجود دين و آئين با رأى و اهواى خود كه مستحسن ايشان است گردانيدند .
بدرستى كه استدلال بر حدوث أشياء دوران فلك مع ما فيهاست و اين أفلاك نه است و تحرّك زمين و آنچه در او است و انقلاب أزمنه و اختلاف وقت أمكنه و حوادث كه در عالم حادث گردد از زياده و نقصان و موت و بلى و امتحان و اضطرار نفس بسوى اقرار بآن كه اين محدثات را صانع و مدبّر بر قرار است .
آيا نمىبينى كه شيرينى مبدّل به ترشى گردد و عذب و گوارا منتهى بتلخ و مرّ شود و نو كهنه گردد و تمامى أشياء بالأخره متغيّر و فنا گردد .