الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٤ - ذكر بيان مفاخرت حضرت امام حسن بن على عليه السّلام بر معاويه و عتبه بن أبى سفيان و مروان بن الحكم و مغيرة ابن شعبه و بر وليد بن عقبه ١٨٧
اما و الله بخداى عالم قسم است اگر شجعان عرب كه در مردانگى و حرب مشهور و در السنهء عجم و عرب در تهوّر و جلادت مذكور باشند هنگامى كه برابر حضرت أمير المؤمنين على ( ع ) آن جماعت را محارب نبى بر حال ايشان گريان و پريشان كردى و معلوم تو گردد كه هيچ أحدى از أشاجع روزگار دفع موانع از تو نتواند نمود ، وقتى كه آن حضرت ارادهء أذيّت و آزار مثل تو خاكسار مينمود هر آينه از تو فرياد و صداى عجيب و غريب صادر و سانح ميگرديد كه آن خلاف صيحه انسان بودى .
امّا اينكه اظهار كثرت قوم قيس مىنمائى ترا بآن طايفه چه نسبت است و تو غلام آبقى كه خود را به بنى ثقيف منسوب گردانيدى پس از آن جهت مسمى بثقيف شدى و نفس خسيس خود را از سلسلهء كه از آن قبيله نيستى به بستى ، تو از مردان آن گروه نيستى و تو همواره در معالجهء شرك از سقم و فسادى و در افساد ميان ميان بندگان خلَّاق العباد پر زبان و با استعدادى كه چنانچه آداب طريق مخاصمت و شيوهء هيجان فساد و حركت را أعرف و أعلم از آداب حرب و مجادلت و جنگ و مقاتلت خواهى بود .
امّا اينكه اراده دارى كه صاحب حكم باشى چه حكم يابنده در تحت رقيّت و بندگى باشد خواهد بود .
بعد از آن با اين حال تمنّاى لقاى ولىّ ايزد متعال أمير المؤمنين - على ( ع ) داشتى ، با آنكه ميدانستى كه آن حضرت در هنگام ميدان حرب و نبرد و در معركه ضرب و طرد شيرى است بغايت دلير و سمّ قاتلى است كه هرگز از حرب و قتل أعداء الله تعالى و رسول بشير نذير آزرده و سير نگرديد تا آنكه آن طايفه را مطيع يا ( ؟ ؟ ؟ ) قطيع ميگردانيد دلاوران طعن و نبرد و شجعان ضرب و طرد را قدرت مقاومت و تاب مجادلت با آن امام البريّه نبود .