الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥١ - احتجاج امام ع بر عمرو بن عبيد در امر امامت
معروض گردانيم زيرا كه ما را از شما استغناء نيست ، بلكه احتياج ما در أمر دين و دنيا بشماست .
چون آن مرد از كلام فارغ شد حضرت أبو عبد الله عليه السّلام فرمود كه من اگر با شما تكلَّم نمايم بمثل كلام عمر و شما در آن أمر مستمرّ خواهيد بود ؟
قوم گفتند : نعم راوى گويد : در آن دم حضرت امام الأكرم جعفر بن محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم حمد و سپاس و شكر و ثناى دور از حدّ بيان و احساس و نعت حضرت نبىّ المبعوث الى الجنّ و النّاس بلسان معجز نشان بيان نمود .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : يا عمرو ما از كسى كه عاصى از حضرت الهى باشد در سخط و غضبيم ليكن از مطيعان ايزد بارى و تابعان حضرت رسالت پناهى شاكر و راضى در أزمنهء حال و مستقبل و ماضى خواهيم بود .
اى عمرو مرا خبر ده كه اگر امّت سيّد البريّه ترا متقلَّد أمر خلافت خود گردانند و تو مالك خلافت بغير قتال و مئونت گردى و بتو گويند كه اختيار أمر ولايت امّت بكف كفايت و بقبضهء اقتدار و درايت آنست هر كرا خواهى والى و حاكم امّت كن در آن وقت تو كرا متولَّى و متصدّى أمر خلافت خواهى گردانيد ؟
عمرو بن عبيد گفت : من أمر خلافت بشوراى مسلمين ميان امّت مقرّر خواهم كرد .
حضرت امام الخلائق فرمود كه : ميان جميع امّت يا بعض ايشان ؟
عمرو گفت : ميان تمامى ايشان .
آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : آيا شورى ميان فقهاء أبرار و علماء أخيار برقرار خواهى داشت يا براى ساير النّاس خواهى گذاشت ؟