الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦٩ - خطبه حسن بن على ع در حضور معاويه و عامه مردم در فضيلت امير المؤمنين ع
وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * * ( مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ ) * .
در آن ايماء به معاويه نمود ، و بدست مبارك اشاره بسوى او فرمود .
آنگاه آن ولىّ الله برخاست و منصرف به مقام و مصرف خود گرديد .
معاويه در آن حال روى بعمرو بن العاص آورد و گفت : و الله به خداى عالم قسم است كه ترا مطلب از طلب حسن باين مسكن فضيحت و رسوائى من بود كه مرا أمر بآن نمودى .
و الله كه أهل شام هرگز مثل من در حسب و نسب در هيچ أحدى از أنام در تمامى ولايات حجاز و شام و عراق و عجم و كوفه نميدانستند تا آنكه امام حسن بن على متّصدى بيان آن كلام گرديد اين همه از شومى تو روى داد .
عمرو بن العاص گفت : مقدّمات نجابت حسن بن على عليه السّلام أمرى است بغايت واضح و هويدا كه هيچ كس را قدرت و استطاعت پنهان داشتن و دفن كردن آن نيست و تغيير آن بواسطهء شهرت و عيان نتوان كرد زيرا كه آن در ميان مردمان واضح و روشن و لايح و بيّن است .
معاويه بعد از استماع اين سخن ساكت و ساكن گرديد .
شعبى كه از أعيان روات ثقاتست روايت كند كه : چون معاويه بعد از وفات حضرت أمير المؤمنين على عليه السّلام و التّحيّة بمدينه حضرت سيّد - البريّة آمد روزى در محضر حسن بن على ( ع ) و بعضى ديگر برخاست و خطبه خواند در اثناء گفت : علىّ بن أبى طالب ( ع ) كيست ؟
همان كه اين كلام بسمع شريف حسن رسيد في الفور برخاست و خطبه خواند و در أثناى آن حمد خدا و ثناى واجب تعالى و تبارك و نعت نبىّ -