الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٤ - ذكر بيان احتجاج امام حسين عليه السّلام بر معاويه و توبيخ او بر قتل شيعهء أمير المؤمنين على عليه السّلام و بر مزاحمت بحال آن جمعى نيكو سرانجام ١٨٧
تو باد اى معاويه ليكن اگر ما شيعهء ترا مقتول گردانيم هرگز بر آن طايفه كفن نپوشانيم و نماز نگذاريم و دفن ننمائيم .
اى معاويه وقيفه و عيبة تو در باب امام البريّه أمير المؤمنين على ( ع ) و التّحيّه و بغض و عداوت تو نسبت بآن حضرت و بأولاد كرام عظام ايشان بما رسيد و اعتراض تو به بنى هاشم و اظهار عيوب آن مردم مينمائى .
پس وقتى كه چنين كنى بايد رجوع بنفس خود كرده حقّ را برو عرض نموده سؤال نمائى و انديشه و شيوه و پيشهء خود كنى اگر نفس خود را معيوب از ساير أنفس شنيع نيز نيابى بدان كه در حقّ خود ظلم كردى ، زيرا كه عيب تو صغير نيست .
يا معاويه بايد كه نظر بر بدى كار خود نمائى و نيز بغير هدف و نشانهء خود بمحلّ ديگر ناندازى و با مردم بخدعه و مكر لعب نبازى و با ما به مراتب از مكان نزديك بدشمنى نپردازى چه از اين بازى خود را دربازى .
و الله بخداى عالم ما را قسم است كه تو در حقّ ما سخن كسى شنيدى كه او قديم الاسلام و جديد النّفاق در باب اهل بيت رسول ايزد خلَّاق نيست و اين كنايه از عمرو بن العاص است چه آن عاصى درگاه اله را با أهل بيت رسول الله نفاق بسيار بودى .
اى معاويه ترا نظر و رويّه در أمر مآل في يوم لا ينفع بنون و لا مال نيست پس بايد كه نظر به امانى و آمال مآل كه آن اودع و أوثق است براى نفس تو نمائى .
مروى و منقولست كه معاويه كتابت بخدمت امام حسين ( ع ) مكتوب نمود و آن حضرت اين كتاب برو بطريق احتجاج انشاء نمود كه :