الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٩ - احتجاج على بن الحسين ع بر عدهاى و طلب باران او و باريدن ابر
داخل آن مكان و محلّ شديم آب در آن موطن و مآب بغايت كم و ناياب بود و مردمان را از شدّت عطش بىتاب و در حيرت و اضطراب ديديم أهل مكَّه تفزّع و تضرّع بما نمودند و حجّاج نيز استدعا و التماس فرمودند كه ما بواسطهء ايشان طلب آب از حضرت وهّاب نمائيم چون بكعبه رسيديم و طواف خانهء واهب يگانه نموديم از كريم متعال از روى تضرّع و ابتهال و تخضّع و تخشّع أحوال التماس و سؤال اعطاى غيث بسكنهء آن محلّ فرموديم ايزد معبود اجابت و استدعاء ما ننمود و ما را در آن باب حيرت تمام روى نمود و بهمان حال در كمال ملال بوديم ناگاه جوانى مكروب محزون كه أثر صلاح و رستگارى و سيماى فلاح و خشيت ايزد بارى ازو جنات أحوال او معلوم و مشحون بود و از گريه در قلق و اضطراب و از خوف عقاب بىتاب شده ليكن شروع در طواف كعبهء ملك الرّؤف نموده چون طواف خانه باتمام أشواط هفتگانه بانجام و انصرام رسانيد روى توجّه بسعادت و اقبال بجانب ما أرباب ارادت و أصحاب اطاعت آورد و گفت :
يا مالك بن دينار و يا ثابت البنانى و يا ايّوب السّجستانى و اى صالح المروى و يا عتبة الغلام و يا حبيب الفارسى و يا سعد و يا عمر و يا صالح الأعمى و يا رابعه و يا سعدانه و يا جعفر بن سليمان ما گفتيم : لبّيك و سعد يك يافتى آنگاه فرمود كه : آيا در ميان شما كسى هست كه حضرت رحيم الرّحمن او را از روى مودّت و محبّت مهربان و خواهان باشد ؟
گفتيم : اى جوان بر ما است دعا و التماس از حضرت مهيمن منّان و بر او است اجابة اعطا و احسان ، چون حضرت امام السّاجدين زين العابدين ( ع ) اين سخن از ما شنيد فرمود : كه شما از كعبه دور شويد كه اگر در ميان شما كسى ميبود كه حضرت واجب الوجود او را دوست ميداشت اجابت مينمود و شنيد كه ميگفت كه : اى سيّد و