الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٩ - ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود
مع هذا گناه از جانب نسبت شما در أيّام غيبت و حضور ما ظاهر و هويدا نگرديد ، پس از اين جهت در روز حساب و شمار وا ويلاى بسيار از شما بيّن و آشكار خواهد گرديد چه ما را بكراهيت باين مقام آورديد .
و الحال شمشير از غلاف و نيام براى عداوت و انتقام ما بر آوريد و مانند آروغ ترش كه مطمئنّ در بدن باشد بواسطهء معده فساد بيكبار در طبيعت جوشش نمايد همان نوع يكنوع جوش و خروش بر آورديد .
امّا رأى شما بغايت سست و بىاعتبار و بىنهايت نامحكم و نااستوار است ليكن در بيعت ما مانند ملخ بيكبار هجوم آورديد و مانند فرش كه فرّاش گسترد و قبل از آنكه كسى بر آن نشيند بر چند فعل و شغل و كار و عمل شما بر آن نهج است كه از روى سفاهت و گمراهى و بدى نفس و تباهى رو و عهد و پيمان و توكيد و ايمان خود را شكسته منخرط در سلك أهل عصيان و مرتبط به أرباب تمرّد و عدوان شديد بعد و دورى و سحق و مهجورى بواسطهء مثل امّت كه أهل طواغيت و بدعت ثابت است در قيامت زيرا كه شما بقيّهء أحزاب شيا - طين و بنده و پس پشت اندازندگان كتاب ربّ العالمين و گريزندگان از سنن سيّد المرسلين و برادران مستهزئين و سخريّهكنندگان دين و آئينيد .
* ( الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ ) * و عاصيان از أئمّة الهدى و ملحقين بأولاد الزّنا نسب و حسب كه اين آيهء كريمه در شأن ايشان نازل است .
از حضرت ايزد واهب كه : * ( لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ ) * .
آيا شما اى أهل كوفه بيوفا بآن جماعت معتضد گشته اميد و رجا در روز جزا داريد و از ما متخاذل و نامعتضد شده أصلا پروا بلكه اميد احسان و اعطاء