الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٧٢ - ذكردر بيان احتجاج زينب بنت أمير المؤمنين على عليه السّلام بر يزيد در هنگام كه آن باغى ايزد تعالى چوب بر دندانهاى سيّد الشّهداء عليه سلام الملك العلى ميزد در محضر
با ايشان نبود .
چنين سركشى و عنود تو بر حضرت معبود و تمرّد و جحود بر رسول محمود محض از براى رفع ما جاء به الرّسول از نزد حضرت عزّ و جلّ از معرض عزّ و قبول است و أصلا اين فعل و شغل از تو غريب و عجيب نيست .
و من اميدوارم از حضرت قادر عالم كه آن كسى كه زبان در حقّ جگر سوختگان شهداء ببدى گشود و بخون آن سعداء گوشت بدن او افزود ، و نصب حرب و قتال و جنگ و جدال سلالهء سيّد الأنبياء نمود و جمع لشكر از أطراف و أكناف بواسطهء قتل زبده و خلاصهء أولاد عبد مناف و تشهير حرب و مصاف و اهتزاز أسياف از غلاف بر روى نبىّ با عدل و انصاف از روى ظلم و اعتساف نمود او را أصلا روى ببهبود در دار دنيا و آخرت و اميد رحمت ، و مغفرت از حضرت ربّ العزّت نباشد و بيقين او را نجات از عذاب در مرجع و مآب نخواهد بود زيرا كه آن مطرود و مردود از رحمت ايزد معبود بدترين عرب است در انكار أمر خداى تعالى و منكرترين ايشانست در حقّ رسول مجتبى و أعلن و أظهر تمامى خلقانست در باب بغض عدوان و سركشترين مردمان بحضرت ايزد منّان بكفر و طغيان است . زيرا كه آن متمرّد أبتر نتيجهء خلال كفر و سوسمار متجرجر در صدر بواسطهء قتلى بدر است و پيوسته ملاعين مقتول ببدر موصول بأسفل سافلين در خاطر پركين آن لعين مضمر و مكين بود .
پس آن بيدين در باب عداوت و بغض با أهل البيت و انتقام ما منتظر و در كمين بود و الحال از روى حقد و حسد و كينه ديرينه كه در سينه ذخيره و دفينه داشت ظاهر نمود و كفر خود را برسول مبيّن و آشكار فرمود و تفضيح