الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨١ - احتجاج امام صادق ع بر جماعت زيديه و بيان ودائع انبياء
سؤال از حزقيل و جواب آن طايفه وخيم العاقبه را بأوتاد أمر نمود يعنى حكم كرد كه آن جماعت را چهار ميخ و گوشت أبدان ايشان را از مشّاطهء جديد جلَّاد ميتراشيد تا هر يك آنها بجزا و سزاى خود رسيد .
و مثل اين توريه از حضرت أبى عبد الله عليه السّلام و التّحيّه در مواضع كثيره غير عديده بحيّز ظهور رسيده .
از آن جمله يكى آنست كه معاويه بن وهب از سعيد سمّان نقل و بيان نمود كه گفت : من در خدمت آن سرور زمن حاضر بودم كه ناگاه دو مرد از گروه زيديّه بخدمت آن امام البريّه آمدند و از آن حضرت پرسيدند كه آيا در ميان شما امام مفترض الطَّاعه هست ؟
آن حضرت در ساعت فرمود كه : نه آن دو نفر گفتند : كه ما را جمعى از ثقات شما خبر دادند كه قايل به آن در اين زمانيد و أسامى آن جماعت را يكان يكان بيان و عيان نمودند و گفتند ايشان كه اين سخن از شما بيان كردند آن طايفه أصحاب و صلاح و أرباب تقوا و فلاحند و آن جماعت از آن طايفهاند كه هرگز دروغ از زبان بيان ايشان فروغ نگرفت .
حضرت أبو عبد الله عليه السّلام از آن كلام در غضب و مستهام شد و فرمود من آن طايفه را مأمور بگفتن اين كلام بهيچ محلّ و مقام نگردانيدم .
راوى گويد : كه چون آن دو نفر زيديّه مرديّه أثر غضب از روى مبارك آن ولىّ ايزد تعالى و تبارك مشاهده و ملاحظه نمودند از همان راه كه آمده بودند مراجعت فرمودند .
سعيد سمّان گويد كه : بعد از خروج ايشان از مجلس جنّت نشان آن