الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٣١ - احتجاج امام صادق ع بر عبد المؤمن انصارى در معنى اختلاف امت
نگفتند كه شما صواع ملك را دزديديد بلكه ايشان يوسف را از پدرش دزديدند چون از آن ولىّ حضرت بيچون از قول حضرت ابراهيم عليه السّلام * ( فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ ) * سؤال نمودند آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : ابراهيم عليه السّلام سقيم نبود و دروغ نيز نگفت بلكه مطلب ابراهيم عليه السّلام از سقيم سقم در دين مهيمن كريم است .
و از عبد المؤمن الأنصارى منقول و مرويست كه من گفتم بحضرت أبى عبد الله عليه السّلام كه : جعلت فداك قوم از حضرت رسول حىّ قيّوم روايت ميكنند كه آن نبىّ الرّحمه عليه الصّلوة و التّحيّه فرمود كه : اختلاف امّت من رحمت است .
حضرت أبى عبد الله فرمود كه : راست گفتند .
عبد المؤمن الأنصارى گويد كه : من گفتم پس هر گاه اختلاف رحمت باشد پس اجتماع ايشان وسيلهء عذاب و دخول نيران باشد .
حضرت امام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : مطلب حضرت نبىّ المحمود نه بنوعى است تو و قوم بر آن رفتهاند جز اين نيست كه مراد و مفاد از قول حضرت عزّ و جلّ * ( فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ) * . آنست كه حضرت واجب الوجود تعالى أمر بندگان خود نمود كه بخدمت حضرت نبىّ المحمود رفته و از آن حضرت شرايع و أحكام دين اسلام را فرا گيرند و بعد از تعليم چون - مراجعت بسوى قوم خود نمايند آن طايفه را از آنچه تعليم گرفتهاند بياموزند پس ايزد تعالى و تقدّس اراده كرد كه خلايق اختلاف از بلدان بنزد آن رسول آخر الزّمان بواسطهء تعليم آداب اسلام و ايمان نمايند نه آنكه مراد از