الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٢ - احتجاج امام ع بر عمرو بن عبيد در امر امامت
عمرو گفت : بيقين شورى ميان فقهاء و أخيار مسلمين است .
حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : قريش و غير ايشان نيز داخل در شوراى خود ميكنيد ؟
عمرو گفت : بلكه جميع عرب و عجم را داخل شورى اگر توانم ميگردانم .
امام الأنام جعفر بن محمّد عليه السّلام فرمود كه : مرا خبر ده يا عمرو آيا أبا بكر و عمر را بولايت مىپذيرى يا از ايشان هر دو تبرّا مينمائيد ؟
عمرو گفت : ايشان را بولايت و خلافت بپذيرم .
آن حضرت فرمود كه : يا عمرو اگر تو مردى باشى كه تبرّا از ايشان هر دو مينمودى نمائى ، جايز است كه خلاف قول و فعل ايشان كنى ، و اگر از مواليان و دوستان ايشان بودى پس الحال كه اين شيوه پيش گرفتى مخالفت با ايشان كردى و بر مذهب و كيش ايشان نرفتى زيرا كه أبو بكر به عمر عهد كرد كه اگر او بيعت به أبا بكر نمايد چون أيام وفات او نزديك رسد براى او بخلافت امّت وصيّت كند چون عمر از أبو بكر عهد و شرط گرفت بيعت كرد ، و أبو بكر در باب ولايت عمر شور بهيچ أحدى از جنّ و بشر ننمود .
امّا عمر در أيّام وفات أمر خلافت بشورى انداخت ميان شش نفر چنانچه سابقا حقيقت اين خبر منقول و مستطر گشت و بغير آن شش نفر از أصحاب ترا و أصحاب بلكه تمامى أحباب راضى بآن نخواهيد بود .
عمرو بن عبيد گفت : يا أبا عبد الله عمر چه كرد ؟
آن حضرت فرمود كه : عمر صهيب را أمر كرد كه تا سه روز پيش نماز باشد مردمان اقتداء بايشان نمايند تا آن شش نفر شور با يك ديگر نمايند بشرطى كه در ميان أعيان شورى أحدى بغير ابن عمر نباشد و او را دخل در شورى