الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠٦ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
رجال انس بنسوان گيرند و در پيش ايشان ساكن گردند و مواضع شهوات مردمان و امّهات أولاد ايشان زنانند .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله غسل جنابت بر امّت چرا واجب كردند و حال آنكه جنب بپهلوى حلال خود رفت و در حلال أصلا دنس و كثافت نيست تا رفع آن واجب و لازم بود ؟
حضرت امام الخلائق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام فرمود كه :
جنابت بمنزلهء حيض است بواسطهء آنكه نطفهء آدمى دم غير مستحكم است و در جماع حركت شديده و شهوت غالبه است و چون مجامع از جماع فارغ گردد بدن تنفّس زند البتّه آن مرد رايحهء كريه از نفس خود مىيابد ، پس غسل بواسطهء همين واجب گرديد مع هذا غسل جنابت امانت است كه حضرت مهيمن ميان بندگان خود را بر آن ايتمان نمود و ايشان را بآن اختيار ، و امتحان فرمود .
زنديق گفت : ايّها الحكيم اى امام حكيم حليم و اى عارف عليم ، چه ميگوئى در حقّ آن كسى كه زعم او چنانست كه تدبيرى كه در اين عالم ظاهر و قايم گردد آن تدبير نجوم سبعهء سيّاراتست .
حضرت امام الأنام عليه الصّلوة و السّلام گفت كه ايشان را دليل بيّن و حجّت واضح روشن بر اثبات دعوى لازم است كه عالم أكبر و عالم أصغر از تدبير نجوم است كه در فلك تقدير تبيع حضرت سميع قدير ذاكر و بهر طرف كه عليم قادر داير گرداند از روى تعب بحكم ايزد واهب داير غير فاتر است و بهيچ مكان واقف و ساكن نگشته مدام ساير است .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : هر نجم از نجوم به أمر حىّ قيوم موكَّل