الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١١ - احتجاج على بن الحسين ع بر شهاب زهرى
كه خير ايشان بساير خلقان فايض و رايگان باشد و حال آنكه آن كسى از تمامى مردمان مستغنى باشد و محتاج نباشد و سخىترين مردمان بعد از او بمردمان آن كس است كه از مردم اظهار استغناء نمايد هر چند محتاج به ايشان باشد ، زيرا كه أرباب ثروت و منال و مخلَّفات تركهء أموال خود را در عقب خود گذارند چون كسى مزاحمت بحال و مآل ايشان نرساند أهل دنيا آن كس را نسبت بجود كريم دانند و بر كسى كه مزاحمت بمال و مخلَّفات متعقّبه ايشان برساند بلكه آن كس ايشان را بآن مال ممكَّن و مسلَّط گرداند ، آن شخص در نزد ايشان أعزّ خلايق و أكرم بندگان ايزد خالق است .
و باسناد متقدّم ذكره از سلطان سرير قضا امام علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام منقول و مرويست كه آن حضرت فرمود كه : حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) گفت : اگر شما شخصى را ببينيد كه سلوك او خوب و مرغوب و صفت و سيرتش محبوب بود و از پارسائى مسارعت در نطق و بيان ننمايد و خضوع و خشوع در عبادات خالق البريّات و در حركات در ميان مردمان نمايد بايد كه شما مغرور بآن و فريفته ايشان نشويد زيرا كه أكثر مردمان كه ايشان را دست به زخارف و باقى مشتهيات دنيا و ركوب محارم و مستلذّات ما فيها نيست بغير نيّت و صورت او بدل و او خايف و بد دل گردد ، پس آن شخص دين را در ميان خلقان مانند آلت صيد آهو گرداند و أمثال اين جماعت پيوسته مختلّ أحوال مردمان و وسيلهء فسق و معصيت ايشانند زيرا كه ضعف و عدم قدرت از تمكَّن و تصرّف مال حرام باعث منع و زجر مردمان از آنست پس هر گاه شما جمعى را ببينيد كه آن جماعت احتراز و اجتناب بعزّ منع و ابرام مينمايند بايد كه شما مغرور و فريفته آن نشويد .