الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠
حسن بن على عليه السّلام فرمود : سبحان الله خانه خانهء تست و اذن و رخصت هر كس در نزد شما است و الله بخداى عالم مرا قسم است كه اگر آنچه ايشان گويند و اراده نمايند من متوجّه جواب گردم از تو حياء است مرا از آنكه فحش در مجلس شما مذكور گردد و اگر ايشان بر شما غالب باشند بر آنچه تو اراده نمائى و نتوانى كه اجرا و امضاى آن فرمائى هر آينه مرا از آن حيا است كه ضعف شما از آن طايفه بر ساير برايا ظاهر و هويدا گردد و نميدانم ازين دو أمر مقرّ كدام و اعتذار ازين دو كار بچه كيفيّت و انجام است و من اگر عالم باجتماع و اتّفاق أرباب نفاق درين مكان ميبودم و من نيز بعدّت تمام از بنى هاشم مىآمدم با آنكه در تنهائى من وحشت و خوف ايشان از من به مراتب بسيار زياده از وحشت جمعيّت آن طايفه است نسبت بمن چه مرا أصلا ترس از آن جماعت نيست زيرا كه حضرت ايزد بارى ولىّ من است امروز بعد از امروز من بدان وسيله بر خصم غالب و فيروزم بايد كه آنچه گويند بگويند و جواب بر وفق صدق و صواب بشنوند ليكن شما سامع باشيد و مميّز ميان ما و ايشان گرديد ، آنگاه آن پسنديدهء آله گفت : لا حول و لا قوّة الَّا با لله العليّ العظيم . چون كلام صدق التيام آن امام باين مقام اختتام و انصرام يافت عمر بن عثمان بنطق و بيان در آمد و گفت : من بعد از امروز راضى نميشوم كه از بنى عبد المطَّلب أحدى در روى زمين باشد بعد از قتل عثمان بن عفان كه خليفهء سيّد المرسلين بود و حال آنكه خليفه مظلوم خواهرزادهء شما بنى عبد المطَّلب و در اسلام بحسب منزلت فاضل و باكرام و بأثر و اقتداى رسول ايزد علَّام مخصوص بود و در اهتمام أمر امّت سعى تمام و در تبليغ شرايع ، و