الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٤ - احتجاج امام صادق ع بر مرديكه ظاهرش فريبنده و باطنش خراب بود
باشم مرا بيان و عيان نمائى .
شيخ گفت : آن قول خداى عزّ و جلّ است : * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها وَمَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلَّا مِثْلَها ) * .
بدرستى من در هنگامى كه سرقت آن دو گرده نمودم مرتكب آن دو سيّئه گشتم و چون دو انار برداشتم دو سيّئهء ديگر را بر گردن خود گذاشتم پس چهار گناه از من در حضرت اله بحيّز صدور رسيد ليكن در وقت تصدّق آن چهار چيز از براى تصدّق هر يك آن ملايك حضرت عزّ و جلّ ده حسنه ، در ديوان عمل ما مسجّل گردانيد ، پس از چهل حسنهء ما چهار حسنه بواسطهء عمل آن چهار سيّئه كم شد و بجهت من سى و شش حسنه باقى است نفع بهتر و زياده از اين چه خواهد بود .
حضرت امام جعفر الصّادق عليه السّلام فرمايد كه : من بآن شيخ گفتم مادرت بمرگت گريان باد تو جاهل بكتاب حضرت ايزد وهّاب خواهى بود آيا تو نشنيدى كه عزّ و جلّ در فعل و عمل ميفرمايد كه : * ( إِنَّما يَتَقَبَّلُ الله مِنَ الْمُتَّقِينَ ) * پس قبول عمل موقوف بتقوى و تحصيل رضاى ايزد تعالى است تو چون دو نان سرقت نمودى دو سيّئه حاصل كردى ، و چون دو انار دزديدى ايضا دو سيّئه از براى خود تحصيل كردى و وقتى كه بغير اذن صاحب دو نان و مالك دو انار آنها را بكسى اعطاء كردى چهار سيّئه بر سيّئات أربع اوّلى اضافه نمودى و اضافه حسنات أربعين بر سيّئات أربع ننمودى زيرا كه در تصدّق مال غير بغير اذن صاحب آن بغير ذلَّت و خسران چيزى ظاهر و عيان نيست .
آن شيخ شروع در لجاجت نمود و أصلا بجواب صواب ملزم و مجاب نميشد من او را گذاشتم و راه خانه خود برداشتم .