الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٠٠ - ذكردر بيان احتجاج و الزام أبى حذره از أبى جعفر مؤمن الطَّاقى و شهرت الزام او در أكناف و آفاق
مؤمن الطَّاقى كلام باين منهج بانجام و انصرام رسانيد أهل نفاق و أرباب وفاق همگى باتّفاق گفتند كه اى مؤمن راست گفتى چنين بود و در آن أمر هيچ گونه خلاف و گزاف نيست .
أبو جعفر مؤمن الطَّاقى گفت : يا ابن أبى حذره ربع دين تو رفت و آنچه ذكر كردم كه خاصّ و عامّ را اتّفاق در آن مقصد و مرام است آن منقبت صاحب من و أولاد او عليهم السّلام است كه هيچ أحدى را مثل اين منقبت نيست و امّا قول تو كه فرمودى أبو بكر * ( ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ ) * است با حضرت نبىّ المختار يا بن أبى حذره مرا خبر ده از آنكه حضرت ذو الجلال انزال و ارسال سكينه براى رسول ايزد غفّار و مؤمنان در غير غار در موضع حرب و كارزار هيچ نمود ؟
ابن أبى حذره گفت : نعم ، بسيار بسيار اين احسان از حضرت ايزد مختار بحيّز ظهور اصدار يافت مؤمن طاقى گفت : پس صاحب تو در غار از سكينه و اقتدار بيرون رفته مخصوص بحزن و ملال آزار گرديد و مكان رتبهء حيدر كرّار كه در آن شب تار در فراش رسول مختار بذل مهجه و جان براى رسول آخر الزّمان نمود بسيار بسيار أفضل از مكان صاحب تو در غار بود .
در ساعت مردمان كه در آن مكان حاضر بودند گفتند : يا مؤمن راست گفتى .
در آن زمان أبو جعفر مؤمن الطَّاقى روى بابن أبى حذره آورده گفت نصف دين تو رفت .
و امّا قول تو بر آنكه أبا بكر البتّه ثانى اثنين صدّيق نبىّ الرّحمه بود بدان كه ايزد غفّار استغفار براى حيدر كرّار بر صاحب تو واجب و لازم در آناء