الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٨
خداى تبارك و تعالى لعنت كرد بر كسى كه پيشتر از آن سرور از آن طريق العقبه بگذرد غير از پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و آنكه زمام شتر گرفته قايد بود و آنكه شتران حضرت را راند و رسول نيز بر آن طايفه متمرّده لعنت كرد و در اين هفت مكان نبىّ آخر الزّمان بر أبى سفيان و متابعانش لعنت فراوان نمود چنانچه مذكور شد .
بعد از آن حسن بن على عليه السّلام گفت : بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا ميدانيد كه أبا سفيان در أيّام خلافت عثمان در هنگام كه بمسجد النّبى صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بواسطهء بيعت پيش عثمان رفته بود چون بيعت كرد گفت : يا بن أخى آيا براى ما ديدهبان و جاسوسى است ؟
عثمان گفت : نه گفت : آيا براى ما هيچ روز بهتر ازين روز باشد كه بخلافت مشرف شديد ؟
گفت : نه أبو سفيان گفت : قسم بكسى كه نفس أبا سفيان بيد قدرت او منوط و مربوطست كه الحال مرا نه شوق جنّت و نه عار از نار است بايد كه أمر خلافت در ميان جوانان بنى اميّهء ما متداول باشد .
و نيز شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا ميدانيد كه در هنگامى كه :
خلايق بعثمان بيعت كردند روزى أبا سفيان دست برادرم حسين بن على عليه السّلام را گرفته گفت يا ابن أخى بيا با تو بقبرستان بقيع بيرون رويم چون باتّفاق بميان قبرستان بقيع رسيدند پدرت أبا سفيان بآواز بلند آواز داد كه يا أهل القبور آنچه شما براى آن با ما نزاع و مقاتله و جدال و مكالمه ميكرديد الحال بدست ما در آمد و شما همه را در تحت خاك استخوان پوسيده و گوشت