الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥
روح باد را جذب كند و باد هوا را جذب نمايد تا او را ببدن مراجعت - فرمايد پس در بدن صاحب روح ساكن و ممكَّن گرداند ، و اگر اذن حضرت عزّ و جلّ بردّ روح بمحلّ بدن صاحب او متعلَّق نگردد و بحكم و أمر تبارك و تعالى هوا جذب باد و باد جذب روح نمايد و نگذارد كه روح مراجعت به بدن صاحب روح كند و روح بحكم قادر سبّوح از بدن مخفى و مستور تا وقت بعثت و نشور ماند .
و امّا آنچه در باب ذكر و نسيان انسان مذكور و عيان نمودى بدرستى و راستى حقيقت اين مقدّمه چنانست كه دل مرد در حقّه است و هر حقّه بالاى طبق است پس اگر آن كس در هنگام اراده بذكر شىء صلوات تامّه بر محمّد و آل محمّد عليهم السّلام و التّحيّه فرستد بحكم حضرت خالق آن طبق از سر آن حقّه منكشف گشته برخيزد در همان دم بحكم حضرت واهب نور و روشنائى به قلب رسد و آن مرد متذكَّر گردد بآنچه فراموش نموده بود ، و اگر آن كس صلوات به حضرت محمّد رسول ايزد تعالى و تقدّس و آل او نفرستد يا آنكه صلوات فرستد ليكن صلاة تامّه نباشد بنوعى كه چيزى از صلاة آن حضرت يا آل او كم و نقصان گرداند بحكم پروردگار خلَّاق آن طبق بر بالاى آن حقّه منطبق ماند پس دل در ظلمت باقيماند و أصلا نور و ضياء او را مستضىء و مستنير نگرداند پس آن مرد آنچه در سابق در خاطر متذكَّر بود فراموش گرداند .
و امّا آنچه در باب مولود مذكور نمودى كه گاه ولد مشابه أعمام و گاه مماثل أخوال است حقيقت اين أمر آنست كه چون مرد با أهل خود جمع شود با دل ساكن و خاطر جمع كه بدن مضطرب ننمايد و رگهاى بدن هادى و ممكَّن باشد چون حال مرد و زن بدين منوال باشد بحكم حضرت قادر عالم چون نطفه