الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٩ - احتجاج امام صادق ع بر بعضى از اصحاب در مورد مرد مؤمن كه توريه كرد
است در بيان آن سعى و استعجال لازم دانسته جواز تأنّى و اهمال را مجال ندانيد ؟ آن جماعت گفتند : اى حزقيل تو منكر ربوبيّت فرعون ملك جليلى و كفران نعمت او را بر تمامى خلقان ظاهر و عيان گردانيدى حزقيل روى به فرعون آورده پرسيد كه اى ملك در اين مدّت كه در سلك چره خوان نعمت و احسان توئيم هرگز دروغ از زبان من جارى و سارى گرديد ؟
فرعون گفت : حاشا هرگز كذب از شما مرئى و مشاهد ما نشد .
حزقيل گفت : التماس اين داعى قديم در حضرت ملك كريم شما آن است كه آن طايفه را از پروردگار ايشان استطلاع و استعلام نمائيد ، در حال فرعون از آن طايفه پرسيد كه خالق شما كيست آن قوم گفتند خالق و پروردگار ما فرعون است كه در اين مجلس بهشت قرين حاضر است .
فرعون گفت : رازق كافل از جهت معايش شما و دافع مكاره و أذيّت از هر ظالم بيرويّت از شما كيست ؟
گفتند : اين فرعون كه شاهد حاضر است .
حزقيل گفت : اى ملك من شما را با ساير حضّار اين محفل جنّت آثار شاهد ميگيرم كه شما گواه باشيد ، و براى من در هنگام حاجت اقامت شهادت كنيد كه پروردگار اين جماعت پروردگار منست و خالق ايشان خالق من و رزّاقشان رزّاق من و مصلح معايش ايشان مصلح معايش منست و مرا پروردگار و خالق و رزّاق جز پروردگار و خالق و رزّاق ايشان نيست و من از غير خداى تعالى كه پروردگار اين جماعت است كافر و بيزارم و اقرار با آن ندارم .
حزقيل كه اين سخنان ميگفت مطلب و مراد او آن بود كه پروردگار ايشان