الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦٤ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
موضوع است پس اگر ما مرفوع و موضوع بعالم ديگر گرديم هيچ شىء أوّل بر حدوث آن از رفع ما بآنجا و وضع ما در غير محلّ و مكان اوّلى نيست لكن من ترا مجاب گردانم از حدث شىء كه تو قادر بر الزام نباشى چنانچه ميگوئيم ما كه هر گاه أشياء بر همان حالت صغر و خوردى باقى دايم باشند هر آينه در او هم ثابت خواهد بود كه هر گاه ضمّ كنند چيزى را بچيزى ديگر البتّه بعد از تركيب و ضمّ آن چيز بزرگتر از قبل ضمّ خواهد بود و در جواز تغيّر بر آن چيز همان دليل أتمّ است براى برون رفتن آن چيز از صفت قدم چنانچه تغيّر شىء از حالى بحالى ديگر مستلزم حدوث آن شىء است يا عبد الكريم تو را وراى آن خرد مگر ظاهر و عيان نيست .
و از يونس بن ظبيان مرويست كه من در خدمت حضرت أبى عبد الله جعفر ( ع ) حاضر بودم كه مردى بنزد آن سرور آمد و گفت كه حضرت ايزد منّان را در هنگام عبادت و بندگى بديدهء عيان مىبينى ؟
امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود كه : آيا ميتواند بود كه من عبادت چيزى كه او را نمىبينم بجاى آرم .
يونس بن ظبيان گفت : آن مرد از آن امام الورى پرسيد كه خداى تعالى را چگونه ديدى ؟
امام گفت كه : حضرت ايزد منّان بىشبهه و گمان بادراك أبصار به مشاهدهء عيان نشود ليكن قلوب و جنان بحقايق ايمان و بنور آن ادراك - رؤيت مهيمن سبحان كند حضرت قادر تعالى و تبارك مدرك و مرئى بحواسّ و بهيچ أحدى از جنّ و ناس نسبت و قياس نتوان كرد زيرا كه ذات فايض البركات معروف بغير تشبيه و التباس است .