الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٧
هر بيت لعن بر عمرو بن العاص نمائى و او را بسقر مقرّ فرمائى .
و تو اى عمرو مؤثر و اختيار دنياى غير بردين خود نمودى و به واسطهء نجاشى هدايا فرستادى و خود نيز دوباره به پيش او رفتى و آنچه از رطب و يابس از حضرت ايزد أقدس نترسيده گفتى و از رفتن مرتبهء اولى به حبشه شرم نداشتى و آن ترا از تردّد و رفتن مرتبهء ثانيه بآنصوب مانع و مزاحم نشد و هر بار كه بآن ديار رفتى سخنان بسيار بواسطهء هلاك جعفر طيّار و أصحاب أبرار او گفتى و چون بالتماس و آرزوى خود نرسيدى خايب و خاسر و آزرده و متحيّر هر بار مراجعت باين ديار نمودى و چون دانستى كه در آن كار خطا كردى و آنچه مترقّب و مترصّد آن بودى مأيوس و محروم گشتى و در آن مهام مقضىّ المرام و دوستگام نگشتى و غلط باختى آن خطا و عمل رأى نامعتمد خود را بگردن مصاحبت عمارة بن وليد انداختى و الحال در فكر اضلال و اغواى چاره گشتهء .
بعد از آن حضرت امام المؤتمن أبى محمّد الحسن بن على ( ع ) روى مبارك بوليد بن عقبه آورده فرمود كه : يا وليد من ترا در بغض و عداوت أمير المؤمنين على عليه السّلام و التّحيّه توبيخ و ملامت ننمايم زيرا كه آن حضرت ترا بواسطهء شرب خمر بحكم ايزد أكبر و شرع حضرت پيغمبر هشتاد تازيانه زد و پدرت را در بدر مقتول گردانيده بسقر مقرّ داد و امّا تو آن امام العجم ، و العرب را سبّ چون توانى نمود كه او را حضرت واجب الوجود مهيمن مسمّى به مؤمن گردانيد چنانچه در ده آيهء قرآن آن را مذكور و عيان نمود و ترا در قرآن فاسق ناميد چنانچه حضرت ايزد خالق ميفرمايد كه :
* ( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمِينَ ) *