الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٨ - احتجاج امام صادق ع بر شامى در امر خلافت و احتجاج اصحاب آن حضرت با او
منست .
امام الهمام گفت : اى غاوى شام پس تو شريك سيّد الأنام باشى ؟
گفت : نه امام جعفر الصّادق عليه السّلام گفت : آيا تو وحى از حضرت ايزد تعالى شنيدى ؟
شامى گفت : نه امام عليه السّلام فرمود كه : آيا اطاعت تو بر ساير أنام واجبست چنانچه اطاعت رسول ملك العلَّام واجب و لازم است ؟
شامى گفت : نه در آن أثر يونس بن يعقوب گويد كه آن سرور ملتفت بجانب من أحقر گرديد و گفت : يا يونس اين مرد خصم نفس خود گرديد پيش از آنكه متكلَّم شود پس آنگاه فرمود : يا يونس اگر تو كلام را نيكو ميدانستى با تو مكالمه مينمودم و حقايق آن را بر تو آشكار ميفرمودم .
يونس گفت : پس براى آن كس حسرت است كه مطَّلع بحقايق كلام نباشد ليكن سابقا من فداى تو گردم از لسان معجز نشان شما شنيدم كه نهى از كلام مينمودى و ميفرمودى : ويل لأصحاب الكلام كه ميگويند كه اين أمر منقاد است و اين منقاد نيست و اين منساق است و آن منساق نيست و اين معقول ماست و آن معقول ما نيست .
حضرت امام الهمام أبى عبد الله عليه السّلام فرمود كه : من گفتم ويل از براى قوميست كه ترك قول من بواسطهء كلام نمودهاند و آن مذهب ناپسند را پسنديدند و آنچه در خاطر داشتند در پى عمل آن شتافتند .