الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٤ - خطبه حسن بن على ع در مسجد كوفه در حضور معاويه و عامه مردم در بيان فضيلت اهل بيت
معاويه تو خود را چنان مينمائى كه گوئيا قليل المعرفه بحال اين دو سبط رسول ايزد متعال و بحال پدر بزرگوار ايشان و بأحوال والدهء ماجدهء ساجدهء ايشان فاطمه بنت نبىّ المختار باشى .
بلى و الله كه ايشان هر دو بهتر از من و پدر و مادر ايشان بىشبهه و گمان بهتر از پدر و مادر منست در پيش خداى منّان و رسول آخر الزّمان و ساير خلقان .
اى معويه من پسر بسنّ رشد و تميز بودم كه از حضرت رسول ربّ - العزيز استماع نمودم كه حديث ميفرمود در حقّ اين دو عزيز و در حق پدر ايشان احاديث بسيار در حضور مهاجر و أنصار و خوبى ايشان از ساير طوايف انسان مذكور عيان گردانيد من آنها را شنيده حفظ كردم و در خاطر خود نگاهداشتم .
چون در آن مجلس بغير امام حسن و امام حسين و ابن جعفر رحمه الله و عبد الله بن عبّاس و برادرش فضل كسى ديگر در آن محلّ و در آن محفل حاضر نبود .
معاويه روى بابن جعفر آورده و گفت : بيار آنچه در حقّ اين جماعت پنهان و آشكارا از سيّد الأبرار نبىّ ايزد غفّار دارى و الله كه تو كذّاب نيستى در آن حال ابن جعفر گفت : آنچه در شأن و بزرگى ذات عاليشأن ايشان است بسيار بسيار أعظم از شأن تست .
معاويه گفت : بگوى اگر چه آن أعظم از جبل احد و جبل حرّا باشد كه چون أحدى از أهل شام در اين مقام نيست بيار آنچه دارى كه خداى تعالى طاغى شما را مقتول و جمع شما را متفرّق و أعيان شما را خمول گردانيد و أمر