الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٢ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام حسين بن على عليه السّلام بذكر مناقب حضرت أمير المؤمنين ( ع ) و اولاد كرام فخام او بر معاويه
است از حلال و حرام نهى و ابرام مينمائى ، اگر امّت سؤال از حلال و حرمت أشياء و طريق آداب عبادت حضرت واجب تعالى از قرآن كه هدايت و ارشاد همه برايا بآنست ننمايند و آنها را كما ينبغى و يليق دانسته از قرآن تحقيق نفرمايند بيقين پرستش ربّ العالمين بر نهج كه لايق و سزاوار است نتوانند نمود و واحد غفّار را بندگى پسنديده و مختار نخواهند كرد بلكه بر اين و آن در عبادت پروردگار اختلاف بسيار و آشكار خواهند كرد و آن باعث هلاكت دنيا و آخرت تمامى امّت خواهد شد .
معاويه گفت : يا بن عبّاس بايد كه تلاوت و قراءت قرآن نمايند و تفسير و تأويل آن فرمايند ليكن آنچه ايزد منّان در قرآن در شأن شما أهل بيت رسول آخر الزّمان انزال و ارسال از آسمان نمود آن را مشهور بروايت در ميان مردمان مكنيد .
امّا آنچه در حقّ شما نازل نشد مذكور و مشهور اگر گردانيد مانع نيست .
ابن عبّاس گفت : اى ابن أبى سفيان اگر چه شما را در حقّ أولاد و اهل بيت رسول ايزد سبحان رأيى بر خلاف عدل و انصاف است امّا حضرت مهيمن سبحان در قرآن بنوعى ديگر واضح و عيان گردانيد .
چنانچه فرمود : كه * ( يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ الله بِأَفْواهِهِمْ وَيَأْبَى الله إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَه وَلَوْ كَرِه الْكافِرُونَ ) * .
معاويه گفت : يا بن عبّاس بايد كه رفق و مدارا بر نفس خود نمائى و زبان خود را نيز از ذكر و بيان كلمات لا يعنى باز دارى و تا توانى خود را در حلقهء منخرط مأوّلين و مفسّرين نگردانى و اگر لا بدّ و ناچار مرتكب و فاعل اين