الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨
جنگ نمودى رايت النّبى با أمير المؤمنين على عليه السّلام در آن پيكار بود و رايت كفّار و مشركين با تو بود ، و در يوم الأحزاب در هنگام ملاقات شما با عسكر اسلام رايت رسول ايزد علَّام با آن امام الأنام و رايت مشركين لئام با اهتمام نافرجام تو بود و در تمامى آن مقام فوز فتح و حجّت و نصرت با آن امام الامّة بود و چون دعوتش بحقّ و حكاياتش بصدق و آيتش منصور و ذاتش پسنديدهء ربّ غفور بود لهذا حضرت نبىّ الورى در همگى و تمامى اين مواطن و مأوى از آن ولىّ الله تعالى راضى و شاكر بود .
و ايضا شما را بخداى عالم قسم ميدهم كه آيا ميدانيد در وقتى كه حضرت سيّد البشر در جنگ بنى قريظه و بنى النّضير حاضر شد در هنگام تعيّن عسكر براى حرب آن طايفه عمر بن الخطَّاب را بالتماس و استصواب بعضى أصحاب صاحب رايت اسلام گردانيده ارسال داشت و در آن پيكار سعد بن معاذ صاحب رايت أنصار بود و چون تلاقى فريقين روى داد سعد بن المعاذ و أهل مهاجر بعد از آنكه مجروح شده برگرديد .
امّا عمر همان كه عسكر كفّار بنظر او در آمدند روى از حرب پيكار گردانيد هر چند أصحاب مهاجر او را منع و زجر كردند مفيد نيفتاد تا آنكه تمامى لشكر را بيدل ساخته بخدمت حضرت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مراجعت فرمود چون نبىّ المحمود حال بدان منوال مشاهده نمود به زبان معجز نشان فرمود كه :
لأعطينّ الرّاية غدا رجلا يحبّ الله و رسوله و يحبّه الله و رسوله كرارا غير فرّار . معنى حديث سيّد الأنام آنست كه رايت اسلام بحكم و أمر ايزد علَّام