الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٦ - ذكر بيان احتجاج امام حسين عليه السّلام بر معاويه و توبيخ او بر قتل شيعهء أمير المؤمنين على عليه السّلام و بر مزاحمت بحال آن جمعى نيكو سرانجام ١٨٧
و أمر بدع در نزد ايشان بغايت و عظيم مبتدع و مخترع بود و ايشان اختيار أحكام كتاب خداى علَّام مينمودند * ( وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ) * .
يعنى : آن مردم أصلا در اطاعت أمر ايزد عالم ترس و خوف از سرزنش لائم نداشتند و همواره خود را بر جادّهء شرع قويم و دين مستقيم استقامت داشتند .
تو بعد از آنكه أيمان مغلَّظه و عهود مؤكَّده براى ايشان كرده فرستادى كه من به امرى كه در ميان ما و شما حادث و عيان گردد و بوسيلهء حقد و حسد كه در سينهء تو بود نسبت بايشان مؤاخذه ننمائى آن جماعت اعتبار بميثاق و پيمان كلام و سخنان تو نمودند و چون نزديك تو آمدند از روى عداوت و ظلم و جور و ستم قتل تمامى آن مردم نمودى و أصلا از حضرت جبّار منتقم انديشه ننمودى .
و نه توئى اى معاويه قاتل عمرو بن الحمق صاحب رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم و بندهء صالح قادر عالم كه بدن خود را در بندگى و عبادت امتحان بألم و درد و جسم خود را ضعيف و رنگ خود را زرد گردانيده بود و بعد از آنكه او را مأمون بعهد و ميثاق خداى عزّ و جلّ نمودى هستى او را به نيستى مبدّل گردانيدى اگر غير از تو آن عهد و پيمان بيكى از بنى نوع انسان ميكرد هر آينه آن كس در أمان عصمت حضرت ايزد أقدس بودى و هيچ كسى را قدرت ايذاء و آزار آن كس نبودى .
آن بندهء واهب متعال چون از شعب و سر قلَّهء جبال نزديك تو آمد او را با كمال استعجال قتل نمودى و اين جرأت بر خداى عزّ و جلّ از روى ظلم و جهل فرمودى و استخفاف بعهد خود كردى .