الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٢
در رجم تو تأخير كردند و دفع حقّ بباطل و رفع صدق به اغاليط مهمل كردند اگر در دنيا با تو مدارا و مواسا نمودند ليكن حضرت سميع عليم عذاب أليم و خزى و گرفتارى بنار جهيم كه بغايت أشدّ و أتعب از دنيا است مقرّر گردانيد كه :
* ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَخْزى ) * .
و تو اى مغيرهء بيرويّت حضرت فاطمه بنت سيّد البريّه را أذيّت ضرب رسانيدى بنوعى كه اسقاط حمل كه در بطن آن بضعهء رسول مهيمن بود نمودى و مطلب تو ذلَّت و خوارى آن سيّدهء عالم و ايذاء و آزار حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بود بلكه مقصد و مرام تو مخالفت أمر نبىّ الاكرام و هتك حرمت آن سيّد الأنام بود و حال آنكه حضرت رسول ايزد علَّام در حقّ آن امّ الأئمّة المعصومين عليهم السّلام فرمود كه : يا فاطمه تو سيّدهء نساء العالمين در بهشت برين خواهى بود .
و الله بخداى عالم قسم است كه مسير تو در نار است و وبال آنچه در دار دنيا بناطق بآن گشتى در مآل بآن مستمال خواهى شد .
اى ضالّ تو سبّ على عليه السّلام را بچه سبب جايز ميدانى آيا نقص در حسب و نسب آن حضرت ديدى يا او را از حضرت رسول ربّ غفور دور ميدانى يا ازو بدى در اسلام ظاهر شده يا او جور در حكم از أحكام شرع سيّد الأنام به انجام رسانيده يا رغبت و ميل بدنياى نافرجام نموده و حال آنكه هيچ يك ازين أفعال از آن امام فرخنده خصال سانح و صادر نشده پس تو چگونهاى خمول بيهال سبّ آن ولىّ ايزد متعال را جائز و حلال ميدانى .
و اگر گوئى كه آن حضرت مرتكب يكى از أعمال مذكوره گشته دروغ ميگوئى و مردم تكذيب تو نمايند چه حقايق أحوال خير مآل ايشان بر همگنان واضح و