الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٥ - احتجاج امام صادق ع بر بعضى از اصحاب در مورد مرد مؤمن كه توريه كرد
و باسناد سابق مذكور از حضرت أبى محمّد الحسن بن علىّ العسكرى عليهم السّلام منقول و مرويست كه آن حضرت فرمود كه : روزى در حضور امام الصّبور الشّكور ولىّ ايزد خالق جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام شخصى از نواصب بيكى از شيعيان ايشان گفت چه ميگوئى تو در عشرهء بشّره از صحابه .
آن مرد مؤمن گفت : كه در حقّ ايشان سخن خير ميگويم كه حضرت واهب العطيّات بوسيلهء آن سخن خيرم حبط سيّئات و رفع درجات من نمايد ناصبى چون اين كلام از آن شيعهء أئمّة المعصومين عليهم السّلام شنيد في الفور گفت : الحمد لله ، شكر و سپاس مر خداى راست كه مرا نگاه داشته از عداوت و بغض تو چه مرا گمان در حقّ تو چنان بود كه تو رافضى باشى و به صحابه البتّه بغض و عداوت دارى .
آن مرد گفت : هر كه يكى از آن أصحاب را بغض داشته باشد ، لعنت خداى بر او باد .
باز ناصبى گفت : چه ميگوئى در حقّ كسى كه مبغض أصحاب عشرهء مبشّره بود ؟
آن مرد گفت : هر كه دشمن عشرهء مبشّره بود لعنت خدا و ملائكه و ساير مردمان بر آن جاهل نادان باد .
در آن وقت ناصبى برجست و سر او را بوسيد و گفت : اى عزيز مرا حلال كن كه ترا برفض دشنام دادم چه من پيش از امروز ترا رافضى ميدانستم .
گفتم : من تو را حلال كردم سايل بعد از جواب مراجعت بمقصد و مآب خود نمود .