الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٣ - ذكر بيان احتجاج أمير المؤمنين حسين عليه السّلام به امامت خود بر معاويه و غير او و بيان طرف از مفاخرات و مشاجرات كه ميان او و معاويه روى نمود
او را روزى بواسطهء خطبه بمنبر فرستاديم او خطبه در غايت فصاحت مشتمل بر حمد و ثناى ربّ العزّت و درود و نعت سيّد البريّه و از صفات كاملهء خود و پدر و جدّ بيرون از توصيف چندان بيان فرمود كه خود را در نظر مردمان معظَّم و با احترام و مفخّم و با اكرام نمود و ما را فضيحت و رسوا گردانيد .
هر چند معاويه بأمثال اين مقال دفع اين سؤال آن طايفه مينمود ايشان از آن قيل و قال ممنوع نگشتند تا آنكه معاويه بحضرت امام حسين ( ع ) گفت : يا أبا عبد الله اگر بمنبر رفته خطبه مشتمل بر حمد و ثناى ايزد تعالى و تحيّت نبىّ الورى مؤدّى گردانى بيقين اين جماعت را ممنون ميگردانى .
حسب الاستدعاى معاويه آن سرور بمنبر رفته حمد و ثناى واجب - الوجود و صلاة و سلام نبىّ المحمود مؤدّى فرمود .
مردى از أعيان شام چون استماع كلام فصاحت انجام بلاغت انتظام آن امام الأنام نمود گفت : اين خطيب كيست ؟
حضرت امام حسين عليه السّلام الملك الوهّاب پيشتر از آنكه شخصى ديگر متوجّه جواب گردد بزبان معجز نشان فرمود كه : ما حزب و گروه غالب خدا و عترت رسول خدا محمّد بن عبد الله بن عبد المطَّلب و اهل بيت طيّبين طاهرين و أحد ثقلين كه رسول خدا ما را دوّم كتاب خداى تبارك و تعالى كه در او تفصيل همهء أشياء هست .
* ( لا يَأْتِيه الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَلا مِنْ خَلْفِه ) * حضرت عزّ و جلّ اعتماد و معوّل بر مادر تفسير و تأويل قرآن نمود چه ما تأويل آن را باطل و أحكام آن را ضايع و مهمل نگردانيم بلكه تابع حقايق آنيم .
پس شما اطاعت ما نمائيد تا ناجى و رستگار در روز حساب و شمار باشيد