الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٧ - ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود
ذكردر بيان احتجاج امام الشّهيد أبى عبد الله الحسين عليه الصّلوة و الثّناء از وصول بكربلاء با أهل كوفه بعد از آنكه آن سرور بوسيلهء مكتوبات و استدعاى آن قوم شوم بآن مرز و بوم آمده بود از مصعب بن عبد الله مروى و منقول است كه چون قوم كوفه و شام تصميم قتل سبط سيّد الأنام حسين بن على ( ع ) نمودند آن حضرت بعد از آنكه عمّامهء حضرت سيّد البشر بر سربسته و رداء آن سرور يعنى نبىّ با فضل و هوش را زيور بال و دوش گردانيده و ذو الفقار أمير المؤمنين على عليه السّلام را حمايل كرد و پسر آن ولىّ ايزد داور در پس پشت انداخت پاى سعادت باقبال و دولت بركاب دلدل در آورده خود را سوار ساخت .
پس آنگاه اسب بميدان تاخت و ساحت مضمار را از شعشعهء جمال خود منوّر و دلهاى أهل عدوان و ضلال را پريشان و أبتر گردانيد در آن زمان تمامى مردمان چشم و گوش بجانب آن منبع فضل و هوش داشتند .