الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٩ - احتجاج على بن الحسين ع بر شهاب زهرى
حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) فرمود كه : يا فلان حفظ لسان در حقّ اخوان باعث صيد دلهاى ايشان و مالكيت آن محبّان است .
زهرى گفت : يا بن رسول الله ( ص ) من نيكوئى بايشان آنچه از دست و زبان مىآيد تقصير در آن ننمودم .
سيّد السّاجدين عليه السّلام فرمود : هيهات ، هيهات ، زنهار زنهار ، عجب بنفس خود راه ندهى و متكلَّم بكلام نگردى كه چون بدلهاى مردمان رسد انكار تو بر ايشان واجب و لازم گردد و اگر ترا أحيانا عذر آن كلام باشد بسا كه هر كس آن عذر ترا نشنود و ترا قدرت و امكان نيست كه آن عذر را برّ و بحر بشنوانى .
اى زهرى هر گاه عقل كسى در باب مقدّمه كامل نباشد و بحقيقت آن چيز كما ينبغى و يليق نرسد يقين كه هلاكت آن كس در آن أمر بغايت سهل و آسان است .
يا زهرى نه طريق زيست و سلوك در ميان مسلمانان آنست كه همگى ايشان را بمنزلهء اهل بيت و خويشان خود شمرى ، پيران ايشان را به منزلهء پدر دانى و جوانان ايشان بجاى فرزند خود قياس كنى و جمعى كه در سنّ با تو شريك و سهيم باشند آنها را برادران خود دانى تا در طريق سلوك در نمانى و هر گاه بمتابعان حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم باين نوع سلوك كنى پس بكدام طايفه از اين مردم راضى بتعدّى و ظلم گردى ، و خوشحال بنفرين و دعاى بد و ستم كدام جماعت از اين مردم شوى ، و كدام طايفه را هتك ستر ايشان كنى .
يقين كه هر گاه ايشان بمنزلهء پدر و برادران و فرزندان باشند هرگز