الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٤٩
دار دنيا و در روز حساب و شمار كه آن ابود و خلود بعذاب و عقاب نار است .
آنگاه آن ولىّ الله تلاوت اين آيه كلام الله نمود كه * ( وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) * آنچه ايزد علَّام بأمثال شما عباد كه أرباب شقاق و عناد و نفاق و فساد يد عمل آرد عين عدل و انصافست و ظلم و اعتساف نيست .
ديگر تو اى وليد الله اكبر در ميلاد تو كه از كدام بناء يا ننگ و عار و از دودمان رفيع الشّأن والانام كه تو دعوى نسبت خود بآن سلسله حسب نمائى فكيف تو سبّ على عليه سلام الله تعالى برگزيدهء ذو الجلال و وصىّ بحقّ نبىّ ايزد متعالست توانى نمود و اگر تو مشتغل بحقيقت نفس خسيس خود گردى روز و شب تو هم شتم و سبّ نفس خود نمائى تا بپدرت نه بآن كسى كه تو دعوى بنوّت او دارى زيرا كه او پدر تو نيست چنانچه روزى مادرت بتو گفت : اى پسر و الله كه پدرت مادر تست و تو احتساب از عقبه نمائى چون وليد اين كلام از آن سبط سيّد الأنام شنيد و سابقا همين كلام از مادرش شنيده بود ساكت و متحيّر گرديد بعد از آن امام الانس و الجان روى بعتبه بن أبى سفيان آورد و گفت امّا تو اى عتبه كسى نيستى كه در حساب و شمار آئى تا من متوجّه جواب تو گردم و عاقل براى صواب نيستى تا با تو خطاب و عتاب نموده عقاب فرمايم و كفو به خبر نيستى كه از تو اميد و رجاء باشد و قادر بشرّ هيچ بشر نيستى كه از تو ترس و پروا باشد و آنچه تو بعمل آرى از سبّ على عليه السّلام چون تو داخل چيزى نيستى هر كه از تو سبّ على ( ع ) استماع نمايد توبيخ و سرزنش تو فرمايد كه مثل ترا قدرت اين كلام سبّ و دشنام على عليه السّلام نيست و تو در پيش من و ساير بندگان حضرت مهيمن كفو غلام غلام أمير المؤمنين على عليه السّلام نيستى