الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٨٩ - احتجاج امام صادق ع بر زنديق
و فرمود كه آن را دراز نكنند و همچنين است موى شارب و سركه دراز مىشود و قطع ميكنند ، و همچنين است ثيران كه حضرت واجب تعالى آن را محوّل خلق گردانيد و خصاى آن أوفق است نظر بآن كرده و بحسب عقل هيچ عيب در اين باب در تقدير خداى عزّ و جلّ نيست .
زنديق گفت : يا أبا عبد الله جعفر نه شما ميفرمائيد كه خداى تعالى فرمود كه : * ( ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ ) * مرا بخوانيد تا اجابت كنم و حال آنكه مىبينيم ما كه مضطرّ بينوا هر چند تضرّع و دعا بحضرت ايزد وهّاب مينمائيم أصلا جواب در هيچ مطلب و مآب نمىيابد و مظلوم مطيع هر چند طلب نصرت از بصير و سميع بر دشمن نمود حضرت معبود نصرت و يارى ننمود .
حضرت ولىّ خداى تعالى فرمود كه : و يحك بدان كه هيچ أحدى بحضرت واهب متعال دعا نكرد و سؤال ننمود مگر آنكه واجب الوجود دعا و التماس او را مستجاب فرمود ، امّا دعاى ظالم مطرود بىرويّه تا هنگام انابت و توبه مردود است امّا محقّ و سزاوار از اجابت دعاء چون سؤال و دعا بحضرت مجيب - الدّعوات تبارك و تعالى نمايد بىشبهه و ريب اجابت دعا او نموده از و دفع بلا و آسيب نمايد بنوعى كه او را علم بر آن نباشد و ثواب بسيار براى روز حاجت او ادّخار فرمايد .
و اگر آنچه بنده بدعا و تضرّع سؤال از كريم لا يزال نمايد و در حصول آن خير به بنده عايد و عيان نگردد ، حضرت خالق الأفلاك آن را از اجابت امساك فرمايد و مؤمن عارف بذات خداى تعالى بسا باشد كه دعا و استدعا بحضرت خالق البرايا نمايد در باب چيزى كه نداند آن صوابست يا خطا ، و گاه بود كه بنده از پروردگار خود هلاك كسى كه أيّام حياتش منقضى ، و