الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٥ - ذكر بيان احتجاج أمير المؤمنين حسين عليه السّلام به امامت خود بر معاويه و غير او و بيان طرف از مفاخرات و مشاجرات كه ميان او و معاويه روى نمود
خَيْراً ) * .
چون حضرت امام حسين ( ع ) كلام معجز نظام باين مقام انتظام داد جهان در نظر معاويه از استماع آن كلام در عين تاريكى و ظلام گرديد .
لهذا گفت : يا أبا عبد الله بس است ترا از آنچه تبليغ بهر خاصّ و عامّ نمودى بناء عليه آن حضرت از منبر بزير آمد .
و از محمّد بن السّائب مرويست كه : روزى مروان بن الحكم بن حسين - ابن على عليه سلام الله العلىّ گفت : اگر اين افتخار شما بواسطهء دختر نبىّ الأمجاد نبود بواسطهء كى بر ما فخر مينموديد .
چون حسين عليه السّلام اين سخن ناهنجار شنيد بغايت در غضب و غصّه شد برجست و بحلق او چسبيد و بسيار بيفشرد و عمّامهء او را در گردنش انداخته چندان كشيد كه او بيهوش گرديد پس از آن دست از مروان بر داشت و او را بهمان حال گذاشت و روى مبارك بجانب قريش كه در آن محضر حاضر بودند آورده گفت :
شما را بخداى عالم قسم است كه اگر من راست گويم تصديق من نمائيد آيا ميدانيد كه دو دوست كه در نزد حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم أحبّ از تمامى مردم بودند من و برادرم بوديم يا در روى زمين پسر دختر - پيغمبر بغير من و برادرم كسى ديگر موجود باشد .
آن جماعت در ساعت گفتند : بار خدايا نه هيچ أحدى بغير از تو و برادر تو باين دو صفت موصوف و منعوت نيست .
آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : من در تمامى زمين لعين بن لعين مثل اين و پدرش مردود و مطرود رسول ربّ العالمين نميدانم .