الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٥٣ - احتجاج امام صادق ع بر ابو شاكر ديصانى
منفرد در الوهيّت و ربوبيّت نگردد .
اگر زعم و گمان تو چنانست كه يكى از ايشان قوى و ديگرى ضعيف ، و ناتوان است پس ثابت شد كه خداى منّان همان قوىّ قادر سبحان يكى است و آن عاجز ظاهر بيقين از بندگان حضرت واحد عينى است .
و اگر گوئى كه خداى دو است حال خالى از آن نيست آن هر دو متّفقند با يك ديگر در هر جهت يا متفرّقند در هر جهت و اين هر دو نوع مستدعى فساد نظام عالم و عدم انتظام أحوال بنى آدم است و چون ما خلايق را منتظم و أفلاك را جارى و ملتئم و اختلاف ليل و نهار و شمس و قمر بر وفق مقدّر مقرّرى مىبينيم اينها دلالت دارد بر صحّت أمر و تدبير و ائتلاف أمر بتقدير بر آنكه مدير واحد بصير است .
و از هشام بن الحكم مرويست كه ابن أبى العوجاء بخدمت امام جعفر الصّادق عليه السّلام حاضر شد آن حضرت فرمود كه : يا بن أبى العوجاء آيا تو مصنوعى ؟
ابن أبى العوجاء گفت : من مصنوع نيستم .
حضرت أبو عبد الله عليه السّلام گفت : اگر مصنوع نيستى پس چيستى و اگر مصنوعى پس چگونه بودى ؟
ابن أبى العوجاء جواب پا بر جا نداشت از مجلس برخاست و راه خود برداشت .
مرويست كه أبو شاكر الدّيصانى كه زنديق بود بنزد حضرت ولىّ ايزد معبود أبو عبد الله جعفر بن محمّد الصّادق عليه سلام الملك الودود حاضر شد و گفت : يا أبا عبد الله جعفر ( ع ) مرا دلالت و هدايت بر معبود من نمائى .