الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٢ - احتجاج على بن الحسين ع بر شهاب زهرى
بدرستى كه شهوات و دواعى نفس هر كس از خلايق خالق أقدس - مختلف است بسا كسى كه چشم از مال حرام بردارد اگر چه آن بسيار باشد ليكن نفس آن شخص متحمّل فضايح و قبايح ديگر شود .
پس اگر چه از آن محترز و مجتنب است ، امّا باين امور قبيحه ملوّث و به أفعال مرتكب است .
و اگر بينيد كه از آن نيز اجتناب كند باز مغرور نشويد تا آنكه نظر بعقده عقل او نمائيد بسا باشد كه ترك جميع ملاهى و معاصى نمايد امّا نه از روى عقل تمام و فراست لا كلام پس بسا باشد كه آنچه مفسد او باشد او جاهل آن بود در اين حال آنچه فساد او نمايد بواسطهء جهالت و نادانى او بسيار - بسيار بيشتر است از آنچه مصلح او بعقل و جهد اوست .
و اگر عقل او را متين و محكم و فراست او را استوار و مستحكم دانيد بايد كه مغرور و فريفته نشويد تا آنكه نظر كنيد كه آيا هوا و هوس او بر عقل او غالب است يا عقلش بر هوا متغلَّب و أيضا نظر بر محبّت و مودّت بر رياست و حكومت باطله دنيا و بر عدم ميل و زهد او از زخارف اين سرا و ما فيها نمائيد زيرا كه جمع هستند از مردمان كه ايشان خسر الدّنيا و الآخرهاند .
و اين جماعت ترك دنيا براى دنيا كردند و لذّت رياست باطلهء عاجله را أفضل از لذّت أموال و نعمت مباحه آجله ميدانند .
پس ترك نعم آخرت همگى بواسطهء رياست باطله اين جهانى از روى جهل و نادانى نمايند ، تا آنكه اگر با جدّى ايشان گويد :
* ( اتَّقِ الله أَخَذَتْه الْعِزَّةُ بِالإِثْمِ فَحَسْبُه جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهادُ ) * آن كس را مخبط عشوا گويند و حال آنكه او را اوّل طلب باطل او با بعد غايت خسارت