الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٨ - ذكردر بيان احتجاج حضرت امام زين العابدين ( ع ) بمحضر انام در علوم بسيار و بيان طرف از مواعظ بليغهء آن امام الأبرار
طايفهء أسلاف نمود بآن كه قوم ايشان عمل چنان ظاهر و عيان كردند .
پس قول خداى تعالى عزّ و جلّ در اين آيات جز اين نيست كه توبيخ و سرزنش أسلاف و تقريع ملامت اين جماعت موجودين أخلاف است زيرا كه قرآن بر اين لغت نازل است و ديگر آنكه جماعت أخلاف راضى بأعمال ، و أفعال أسلافند و باعتقاد ناصواب ايشان أفعال پيشينيان جايز و صواب بلكه مبيح أجر و ثوابست پس بواسطهء اين اعتقاد أخلاف نسبت باسلاف جايز و رواست كه ايزد تعالى باخلاف گويد كه شما اين كار كرديد بواسطهء اين آنكه شما راضى بأفعال ناملايم و أعمال قبايح لائم ايشانيد .
آن طايفه چون اين جواب از آن ولايتمآب استماع نمودند تصديق سخنان صدق نشان آن سلالهء حضرت رسالتمآب فرمودند .
از أبى حمزة الثّمالى منقول و مرويست كه قاضى از قضات أهل كوفه به خدمت حضرت امام السّاجدين الأمين زين العابدين سلام الله عليه و آبائه أجمعين حاضر شد و گفت :
خداى تعالى مرا فداى تو گرداناد خبر ده مرا از حقايق معانى قول خداى تبارك و تعالى : * ( وَجَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَقَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَأَيَّاماً آمِنِينَ ) * .
علىّ بن الحسين ( ع ) فرمود كه : مردمان كه پيش از شما در عراق بودند در باب معنى آن چه گفتند ؟
قاضى گفت : آن جماعت ميگويند كه قرى مكَّه است .
حضرت علىّ بن الحسين ( ع ) فرمود : كه آيا در مشرق هيچ موضع زياده از مكَّه ديدى ؟