الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٣ - احتجاج امام ع بر عمرو بن عبيد در امر امامت
نبود ، آيا أمر أصحاب شورى باشد و ايشان را بتهاون و توجّه در باب تعيّن خليفه نگذارد و عمر در محضر أنصار و مهاجر وصيّت كرد كه سه روز بگذرد و أصحاب شورى مقدّمات خلافت بانصرام نرسانند گردن هر شش نفر را بزنند و اگر چهار نفر اتّفاق كنند پيش از تقضّى أيّام ثلثه و دو نفر مخالفت نمايند بايد كه گردن آن دو كس را بزنند پس شما نيز راضى باين نوع شورى در ميان مسلمانان خواهيد بود ؟
عمرو بن عبيد و باقى اصحابش گفتند : ما هرگز راضى باين نوع شورى نخواهيم شد .
در آن حال ولىّ ايزد متعال جعفر بن محمّد الصّادق عليه سلام الملك الفعّال گفت : يا عمرو در آن هنگام چنان مىبينى كه تو و اصحابت اگر مبايعت بصاحبت نمائيد يعنى بمحمّد بن عبد الله بن الحسن بيعت كنيد و مردم را بمبايعت ايشان بخوانيد و امّت بر سر او جمعيّت كنيد بنوعى كه دو نفر از امّت از آن جماعت با شما مخالفت نكنند پس شما نزد مشركين كه ايمان و اسلام نياورده باشند و أداء جزيه نكرده كسى نزد آنها اگر بطلب جزيه فرستيد يا آن طايفه را با سلام بخوانيد و آن جماعت بقدم انكار و تمرّد پيش آيند آيا در نزد شما يا در پيش صاحب شما از علم و حال و فضل و كمال آنقدر هست كه آن مشركان را بسيرت حضرت سيّد البريّه صلَّى الله عليه و آله و سلَّم كه در أيّام حيات مشركان را به قبول جزيه ممنون ميگردانيد شما نيز آن طايفه را متقبّل شرايط ذمّه و جزيه توانيد نمود ؟
ايشان گفتند : نعم آن حضرت فرمودند پس چگونه سلوك در اين حال با منكران دين حضرت