الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧١ - خطبه حسن بن على ع در مسجد كوفه در حضور معاويه و عامه مردم در بيان فضيلت اهل بيت
أبكم بلكه لال گردد .
معاويه ضالّ را مقال أرباب ضلال بغايت پسنديده خصال نمود و ارادهء ايشان آن بود كه شايد آن امام الانس و الجانّ در هنگام بيان سخنان عاجز و حيران گشته از نظر مردمان ساقط و عاطل و قولش هابط و باطل گردد و مردم را باد انكار آن حضرت ظاهر و آشكار كنند و اقتداء و اقتفاء باو نكنند لهذا معاويه أمر نمود كه حسن بن على ( ع ) در منبر در محلّ و مقامى كه او قيام نمايد آن حضرت يك پايه از آن فروتر ايستد و در موقف او نايستد .
حضرت امام حسن عليه السّلام ديد كه تمام أرباب نفاق بر آن أمر شقاق اتّفاق كردند لا علاج آن سبط نبىّ الوهّاج چون بواسطهء حفظ عرض و دماء شيعيان خويش مفتقر و محتاج بقبول آن بود فلهذا تقبّل نمود كه در منبر در هنگام أداء خطبهء معاويه فروتر ايستد .
روز ديگر چون بمسجد سيّد البشر حاضر شد بعد از صعود منبر در مقام مقرّر ساكن و مستقرّ گرديده حمد خداى أكبر و ثنا بر ذات مقدّس ايزد داور نمود و نعت پيغمبر جليل القدر و تحيّت آن سرور مؤدّى فرمود آنگاه گفت :
امّا بعد اى معشر مردمان اگر شما از مشرق تا مغرب طلب و تفحّص نمائيد كه مثل من كسى كه جدّ او پيغمبر باشد بغير من و برادرم هيچ أحدى نمىيابيد ما صفقه و متاع پسنديدهء كه از جدّم سيّد المرسلين بأمر ربّ العالمين بما رسيده ما باين طايفهء طاغيه گذاشتيم و اشاره بدست مبارك خود ببالاى منبر نبىّ ايزد تعالى بمعاويه نمود و او در آن هنگام در منبر مقام رسول ايزد علَّام ايستاده بود .